زمين شناسي عمومی منطقه خوروبیابانک
زمين شناسي عمومی منطقه خوروبیابانک
:سازند های این منطقه عبارتند از
:در اين منطقه مجموعه دگرگوني جندق در پروتروزوئيک و مجموعه دگرگوني دو شاخ شامل دگرگوني هاي پشت بادام و بياضه در پالئوزوئيک پاييني وجود دارد
.سازند پاده آ
: رخساره تخریبی متشکل از ماسه سنگ و دولومیت و دو افق ژیپسی است .سازند بهرام
: آهك بهرام در نواحي مختلف ضخامتهاي متفاوتي داشته بدين نحو كه از معدن باريت نيوك به سمت شمال غرب بر ضخامت اين سازند افزوده مي شود بطوريكه در حوالي روستاي دره بيد ضخامت اين سازند به 300 متر مي رسد.اين سازند از تناوب آهكهاي ضخيم لايه، كوارتزيت با ميان لايه هاي نازك آهكي شكل گرفته است .سازند شيشتو
:داراي دو افق تخريبي و آهكي مي باشد . رسوبات تخريبي ( عمدتاً شيل و ماسه سنگ با ميان لايه هاي كنگلومرا )را تحت عنوان شيشتوІ و مربوط به دونين فوقاني شناخته و رسوبات آهكي_دلوميتي فوقاني را تحت شيشتوبه كربونيفر زيرين نسبت مي دهند.اين سكانس تخريبي_آهكي سازند بهرام را پوشانده وبا ناپيوستگي هم شيب توسط سازند آهكي جمال پوشيده مي شود. نكته قابل توجه در مورد اين سازند وجود سنگهاي آتشفشاني قليايي در قسمت زيرين اين سازند در حوالي معدن باريت نيوك مي باشد.در مقطع تيپ، اين سازند از دو افق گونياتيت دار تشكيل شده است كه توسط افقي از شيلهاي سياه رنگ از يكديگر جدا مي شوند. سن سازند شيشتو دونين پسين _ كربونيفر زيرين در نظر گرفته شده است .سازند سردر
1 و 2 : ليتولوژي آهکي و به سن کربونيفر بالايي – پرمين زيرين وي باشد. این لیتولوژی سیکل های ساحلی ، شامل شیل و ماسه سنگ های دلتایی می باشد . کرینویید ها شاخص فسیلی این سازند می باشد .سازند آهكي جمال
: از آهكهاي توده اي تا ضخيم لايه دلوميتي شده(به ضخامت 100 متر) و در قسمتهاي فوقاني از يك لايه كوارتزيتي حاوي رگه هاي باريت (به ضخامت 8 متر) تشكيل شده است. در اثر بارندگي و فرسايش بادي آثار كارستي دراين آهكها ديده مي شود. حد بالايي سازند جمال توسط افقي از خاكهاي قديمي (paleo soil) تعيين مي شود و با ناپيوستگي هم شيب توسط رسوبات ژوراسيك زيرين پوشيده مي شود.در مرز پرموتریاس زون ایران مرکزی افق فرسایشی مشخصی دیده نمی شود
. توال کاملا هم شیب و شواهد دیرینه شناسی در اکثر نقاط نشانگر آنکانفورمیتی ( unconformity ) است .سازند های کرتاسه
:بررسي سنگهاي كرتاسه اين منطقه، توسط محافظ و مشتاقيان
(1963)، خسرو تهراني (1977) و آيستوف و همكاران (1984) نشانگر آن است كه : « در ناحيه خور » مرز زيرين رديفهاي كرتاسه ديده نميشود و كهنترين لايهها از نوع سنگآهكهاي ماسهاي است كه به طرف بالا مارني ميشود و به دليل داشتن Epiaster sp. وHemiaster sp. سن سنومانين دارد. در اين ناحيه، رديفهاي تورونين – كنياسين وجود ندارد. سنگآهكهاي تخريبي – زيستي – مارني سانتونين – كامپانين، به ضخامت 400 متر، با سنگهاي كهنتر كرتاسه (سنومانين) مرز دگرشيب دارد. سنگآهكهاي پلاژيك ماستريشتين با 450 متر ستبرا، به طور همشيب بر روي رديفهاي سانتونين – كامپانين قرار دارد ولي بخش پاياني توالي ماستريشتين كه از نوع سنگهاي مارني است، با سنگهاي زيرين (ماستريشتين) ارتباط ناپيوسته دارد. حذف تورونين – كنياسين، دگرشيبي زاويهدار در پايه سنگهاي سانتونين - كامپانين، دگرشيبي موازي به سن ماستريشتين، نشانه پيشروي و پسروي مكرر دريا در ناحيه خور است در حد فاصل بلوك هاي طبس و يزد از خرد صفحه ايران مركزي، كمربند طويل، ناپيوسته و خميده اي از واحدهاي سنگي شديدا چين خورده- گسليده و دگرگون شده مشاهده مي شود كه از مجاور گسل درونه در شمال تا نزديكي كرمان در جنوب گسترش دارند. اين كمربند ساختاري پيچيده را گودال كرمان- كاشمر (براتاش،1975) يا پهنه زمين ساختي كاشمر-كرمان (رمضاني،1997، شاه پسندزاده،1379) ناميده اند. در مرز بين پهنه زمين ساختي كرمان- كاشمر و بلوك يزد، گستره اي به پهناي بيشينه 25-30 كيلومتر متشكل از واحدهاي زمين ساختي چاپدوني و پشت بادام توسط گسل هاي امتداد لغز پشت بادام در خاور و چاپدوني در باختر محصور گرديده است(حقي پور و پليسر، 1968و 1977، هوشمندزاده،1969، حقي پور، 1974 و 1977، صديقي، 1371، رضوي،1372، لاوي،1376و رمضاني،1997). اين گستره با سنگ هاي دگرگوني درجه بالاي چاپدوني و مجموعه اي از آميزه هاي افيوليتي و توالي هاي شيب قاره اي دگرگون شده پشت بادام متمايز مي شوند (شاه پسندزاده،1379). پهنه گسلي چاتك- ني باز در حد فاصل واحدهاي سنگ زمين ساختي پشت بادام در خاور و چاپدوني در باختر قرار دارد. مجموعه سنگ هاي دگرگوني پشت بادام به طور عمده از آمفيبوليت، آمفيبوليت شيست، سرپانتينيت، ميکاشيست، کوارتزيت، شيست هاي کوارتزيتي، فيليت، مرمر و متاچرت تشکيل شده است. در اين نوشتار ارتباط دگرشکلي هاي شکل پذير مجموعه سنگ هاي دگرگوني پشت بادام با رويدادهاي آذرين-دگرگوني بر اساس بررسي هاي دقيق ريزساختاري در ناحيه ساغند-پشت بادام (باختر ريزصفحه ايران مركزي) براي اولين بار ارائه مي شود.سازند چاه پلنگ
: ( ژوراسیک بالایی _ کرتاسه پایینی ) لیتولوژی غالب شیل و ماسه سنگ است .سازند نقره
: ( نئوکومین پایینی ) آواري پيشرونده كرتاسه پايين است كه از ماسه سنگهاي سبز – سُرخ، سيلت سنگ و كنگلومرا ساخته شده است. در برخي بُرشها، اين سازند افقهاي متعددي از سنگآهك ماسهاي، مارن حاوي فسيلهاي دريايي به ويژه اُربيتولين، شكمپايان و روديست دارد كه به احتمال به نئوكومين–رمين دارند . در كوه معراجي، سازند نقره، تواليهاي پالئوزوييك و مزوزوييك را با دگرشيبي آشكار ميپوشاند. ولي در مناطقي كه تواليهاي ژوراسيك بالايي – كرتاسه پاييني (سازند چاه پلنگ) وجود دارد، اين دو سازند به ظاهر يك رديف پيوسته را ميسازند. مرز بالايي سازند نقره با واحد سنگي رويي (سازند شاهكوه)، پيوسته و تدريجي است. ويژگيهاي سازند نقره به گونهاي است كه مقايسه آن را با تواليهاي پيشرونده و سُرخرنگ نئوكومين ديگر نقاط ايران، از جمله سازند سنگستان امكانپذيرميسازد.سازند شاهکوه : ( آپتین _ آلبین ) از ضخامت متغيري (100 – 460 متر) سنگآهك خاكستري رنگ اُربيتوليندار تشكيل شده كه گاهي، به ويژه در بخش بالايي آن، ميانلايههايي از سنگآهك ماسهاي و مارن دارد. بر اساس ريزسنگوارههاي جانوري، بازوپايان، دوكفهايهاي نوع روديست و ... سن اين سازند آپتين تا آلبين گزارش شده است. ولي سيدامامي (1357)، به استناد افق آمونيتي لايمريلا كه حدود 300 متري بالاي اين سازند قرار دارد، سازند شاهكوه را به سن بارمين تا آپتين پيشين ميداند. سازند شاهكوه را ميتوان همارز سنگي و زماني سازند تفت در ناحيه يزد و سنگآهكهاي اُربيتوليندار ناحيه اصفهان دانست.
سازند بیابانک
: ( آپتین _ آلبین پایینی ) شامل سنگ آهگ ، اسلیت های رس و مارنی ، مارلستون است . در منطقه بيابانک رخساره شيلي به ضخامت تقريبا 300 متر ديده مي شود ( حقي پور و پليسر ،1968 ) گانر ( 1955 ) آنها را به عنوان سرزمين هاي دگرگون شده مزوزوييک زيرين در ايران مرکزي توصيف کرده است . اين شيار ها متورق خاکستري تا سبز و خاکستري تيره است که به طور محلي تا حد حالت فيليتي داشته و دراين حالت واجد رگه هاي کوارتز زياد است . در ضمن گاهي در آن لايه هايي از شيل هاي ماسه اي ، سيلتي ، آهکي ، مارني و به ندرت لايه هاي بسيار نازک از اهک متبلور به صورت بين لايه هايي ديده مي شود که واجد فسيل هاي فراواني از آمونيت و بلمنيت مي باشد . سن آنرا کرتاسه زيرين ( آلبين ) معين مي کند . در حد فوقاني و تحتاني شيل هاي بيابانک اهک اوربيتولين دار وجود دارد . با پيگيري جانبي شيل ها به تدريج به رخساره هاي ديگر آلبين به ويژه آهک اوربيتولين دار تبديل مي شود . در کوه پرويز در جنوب خور و غرب پشت بادام بر روي سازند شمشک ، بيرون زدگي هاي پراکنده اي از آهک اوربيتولين دار ديده مي شود . که به سمت بالا به شيل هاي بيابانک تغيير مي يابد . پس نتيجه گرفته مي شود که سازند مزبور در منطقه بيابانک _ بافق از نظر سني از حد آپسين _ آلبين تجاوز نمي کند .به نوشته شميراني
( 1363 ) ، شيل هاي بيابانک با ليتولوژي غير عادي و ضخامت فوق العاده خود در هيچ جاي ديگر ايران مرکزي ديده نمي شود . و در منطقه نمونه خود ( بيابانک ) در گرابن نسبتا وسيعي ته نشين شده است . که قاعدتا بين دو گسل محدود است . در جنوب کوه هاي چاپدوني ، در ميان شيل هاي بيابانک ، کنگلومرا و ماسه سنگ هايي ديده مي شود که در روي آن مارن هاي استراکود دار قرار دارد . کنتاکت اين مجموعه با شيل هاي بيابانک به وضوح دگر شيب است . به اين ترتيب مجموعه کنگلومرايي ، ماسه سنگي ، مارني مذبور ، سازند بيابانک را به دو بخش کاملا متمايز زيرين و بالايي تقسيم مي کند ، در بالاي دگر شيبي مذکور يک نمونه آمونيت که شاخص آلبين مياني _ بالايي است ديده مي شود و نشانگر آن است که سن سازند بيابانک در افق هاي بالاتر از آلبين انتهايي تجاوز نمي کند .سازند میرزا
: ( آلبین بالایی ) لیتولوژی غالب شیل های بین لایه ای ، سنگ آهک ، ماسه سنگ همراه با کالک رودایت و کنگلومرای قاعده ایسازند بازیاب
: ( تورنین _ سنومانین ) لیتولوژی غالب مارنهای سبز و خاکستری ، آرژیلیت ، سنگ آهک ، برخی اوقات ذرات ماسه ایسازند دِبَرسُو
: (سنومانین ) شامل مارن و سنگ آهک اُرگانیک و آواری ، سنگ آهک های ماسه ای ، ماسه سنگ ، گراولستون
سازند هفتومان
: ( سنونین پایینی ) لیتولوژی غالب آهک های همراه با قطعات آهکی آرژیلیتی و رودیست و ذرات ماسه ، گراولستون می باشد .سازند فرخی
: ( سنونین بالایی _ دانین ) سنگ آهک ( گاهی همراه با چرت ) ، مارن ، ماسه سنگ
سازند شمشك
:دوره ژوراسيك در منطقه با رخساره هاي ماسه سنگي و شيلي ضخيم لايه با ميان لايه هاي مارني بنام سازند شمشك شروع مي شود. اگر چه مقطع تيپ اين سازند در البرز مركزي است ولي در نواحي طبس و كرمان نيز گسترش دارد و از ماسه سنگ، شيل، مارن، آهك و كنگلومرا با ضخامت زياد تشكيل شده است كه روي سازند نايبند و زير آهك بادامو قرار مي گيرد. حال آنكه سازند شمشك در منطقه دره بيد_نيوك بر روي آهكهاي پرمين قرار مي گيرد و نسبت به مقطع تيپ ضخامتي به مراتب كمتر داشته و حاوي ماسه سنگ، شيل همراه با ميان لايه هاي مارني مي باشد.سازند چوپانان
: به رديفهاي پالئوسن – ائوسن زيرين «در ناحيه خور»، " سازند چوپانان " نام داده شده كه به طور عمده شامل سنگآهكهاي پلاژيك است و در پايه آن، واحدي از ماسهسنگ، با ضخامت متفاوت وجود دارد كه نشانگر پيشروي دريايي پالئوسن بر روي سنگهاي كرتاسه است. سن بخش قابل توجهاي از سازند چوپانان بر اساس شمار زيادي از ميكروفسيلها پالئوسن است. گفتني است كه سازند چوپانان بر روي سطح فرسايش يافته سنگهاي دانين Danian قرار ميگيرد و لذا در اين ناحيه، فاز فرسايشي لاراميد پس از آشكوب دانين عمل كرده است. در بخش شمالي «كوههاي خاور ايران»، سنگهاي پالئوسن شامل سنگهاي آذرين (آندزي بازالت تا داسيت) همراه با آگلومرا، آذرآواريها و سنگهاي ميكريتي (درياچهاي) به رنگهاي صورتي تا قهوهاي زرد يا سفيد است. ميانلايههاي رسوبي (كنگلومرا، آذرآواري و ميكريتها) از پايين به بالا افزايش مييابند.واحد زيرين (پالئوسن – ائوسن) با لايههاي ماستريشتين پسيـن پيوند ناهمساز دارد و شامل ستيغهاي آهكي است كه به سوي بالا و جانبي به تدريج به مارن و ماسهسنگ تبــديل ميشود. تمام لايههـاي مارني اين واحد داراي جلبك، ميكروفسيلهـاي پلانكتون Globigerina velascoensis, G.pseudomenaroli (BALL:) Globoratalia cf. aequa cushua (CUSHMON AND RENZ) پالئوسن است. اما بخشي از سنگآهكها به دليل داشتن انواع آسلينا و نوموليت، شاخص ائوسن هستند.سازند دره انجیر
: ( هم ارز با کنگلومرای کرمان ) به سن ائوسن زیرین ، لیتولوژی آن کنگلومرای خاکستری رنگ ، ماسه سنگ ، مارن و در بخش تحتانی ماسه سنگ قرمز رنگ ، مارن ، مادستون ، کنگلومرا ، سنگ آهک می باشد .در انتهای ائوسن زیرین و روی سازند دره انجیر سنگ های آذرینی با لیتولوژی آندزیت ، داسیت و همراه با آنها توف دیده می شود
.سازند قم
( اُلیگوسن _ میوسن زیرین ) لیتولوژی آن کنگلومرا ، سنگ آهک ، ماسه سنگ ، رس می باشد .سازند قرمز فوقانی
( میوسن بالایی ) لیتولوژی آن ماسه سنگ ، ژیپس ، رس می باشد و روی آن با ناپیوستگی کنگلومرای پلیوسن و سپس رسوبات کواترنری قرار دارد .
