معرفي برخي از گردشگران خارجي که به " خور " سفر کرده اند :
معرفي برخي از گردشگران خارجي که به
" خور " سفر کرده اند :1» تارونيه : اين تاجر اروپايي اولين گردشگري است که در نوشته هاي قديمي مسافرت آن به خطه خور گزارش شده است .
2»
دکتر بوزه (buhse ) دانشمند روسي : در سال 1894 ميلادي از ميا کوير گذشت .3»
ژنرال مک گرگور ( C.MacGregor ) در سال 1875 ميلادي از خور به طبس رفت . در باره خور مي نويسد : « خور واحه کوچکي است به طول دو مايل و ساکنان آنرا ايرانيان ، عرب ها و سيدها تشکيل مي دهند . خور داراي يک جنگل متراکم از درخت هاي خرما است . هواي آن فوق العاده گرم ... تمامي خانه ها از خشت و گِل ساخته شده است و وجود بادگيرها منظره شهر را از حالت يکنواختي بيرون مي آورد و آب آن شور است تنها چيزي که در خور توجه مرا جلب کرد آن بود که زنان به جاي حجاب آبي ( چادر ) حجاب سفيد رنگ مي پوشند . ده روستا دارد که همه آنها بطور جداگانه و منفرد در بيابان برهوت واقع شده است . البته هيچ روستا يا کوه يا دره اي به نام بيابانک وجود ندارد بلکه بيابانک مجموعه اي از واحه هاي کوچکي است که هيچگونه ارتباط جغرافيايي با هم ندارند . به نظر من در دنيا روستايي متروکه تر از اين هشت روستا يافت نمي شود .بياضه يکي از هفت بياباني است که منطقه بيابانک را تشکيل مي دهد
... در نگاه نخست چشم انداز ان مناظر زيباي ساحلي دريايي سرخ را به نظر مي آورد . مهرجان روستايي است در بخش بيابانک که از هر طرف با کوير محاط شده است و از سمت غرب با نزديکترين روستا چهارده مايل فاصله دارد و از طرف شمال و شرق تا 100 مايلي روستايي ديده نمي شود . اينجا روستاي کوچکي است با يکصدخانه و يک قلعه قديمي مخروبه و تعداد زيادي درخت خرما . »اين ژنرال انگليسي در ميان نوشته هاي خود ، نيت اصلي خود از سفرش را اينگونه بيان مي کند
:« تصور مي کنم روزي فرا رسد که اطلاعات و اکتشافات مربوط به اين منطقه براي دولت ما مفيد باشد » .4»
ستوان استوارت ( C.E Stewart ) : در سال 1881 به خور آمد و از را کوير چاه مجي به خراسان رفت .*
مَجي : نام گياهي که در ريگزارهاي ميان راه بسيار مي رويند .5»
ستوان گاليندو ( R.E.Galindo ) : در سال 1887 ميلادي به خور آمد و سپس به مقصد دامغان حرکت کرد.6»
بوگان : در سالهاي 1881-1888 ميلادي سفرهاي مختلفي در حاشيه غربي کوير انجام داد و خط سيري از انارک تا سمنان را طي کرد . وي از جندق هم ديدار کرد و بعدها به همراه سروان " بُرتن burton " خط سير مک گرگور را از خور تا طبس پشت سر نهاد . وي اطلاعات زيادي در مورد کوير ارائه داده است .7»
وون : در سال 1891 حاشيه شمالغرب کوير را زير پا گذاشت . وي در نايين با زمين شناس معروف فنلاندي " اشتال " ملاقات کرد و با وي تا انارک همسفر بود . و از انارک بدون اشتال به هفتومان ( روستايي در جنوب خور ) و سپس پشت بادام به طبس رفت .8»
سون هدين : در سالهاي 1865_1952 ميلادي در ايران سياحت کرد . در سال 1905 به ايران امد و کوير بزگ را در نورديد هدين يکبار خط سير "بوزه" و يکبار هم خط سير "ترو" به خور را زير پا گذاشت .در ياداشت هاي خود از خور مي نويسد
: « خور آخرين آبادياست که هميشه مسکون است ... انبوه نخل هاي تيره رنگ اين واحه که در حصار ديوارهاي کوتاه و تيره رنگ گِلي قرار دارد، تشکيل نخلستاني را داده است . در قسمت خارجي آنها تپه هاي شني کوچک به چشم مي خورد . اين دِه با ديوارهاي گِلي اش با کوير مرز مشخصي دارد .توقف من در خور زندگي مردم بومي را متحول کرده بود آنها به علت ورود من و نقاشي چهره ها هرگز پي نخواهند برد ، اما براي مدتي با اين فکر مشغول خواهند بود که جيپ من در آبادي آنها 68 تومان سبکتر شد .واقعا ورود من به آبادي چندان تفاوتي با اين حالت نداشت که يک کشتي براي مدت يک يا دو روز در يکي از جزاير دنيا پهلو بگيرد و با مردم بومي داد و ستد کند .خور در حدود 500 خانه مسکوني دارد و تعدا زيادي کلبه متروکه . در هر خانه هفت تا هشت نفر زندگي مي کنند . بنابراين تمام دِه 2500 نفر جمعيت دارد . خور 1000 شتر _ 100 الاغ_ 12 اسب _ 2 قاطر دارد . در عين حال ثروت و تعيين کننده زندگي اصلي آنها نخل است . تعدا نخل ها قبل از سال 1903 ميلادي حدود 10000 اصله ( توضيح گرد آورنده مطالب : واحد شمارش نخل در خور ، نفر است ) . خور دو مسجد ، يک حمام و يک برج دارد . اين دهکده دو ميدان دارد و از بازار خبري نيست . يک کاروانسرا هم دارد. ( توضيح گردآورنده مطالب : از کاروانسرا ها اکنون خبري نيست دو کاروانسراي خور عبارت بودند از : 1) کاروانسراي حاج باقر سمناني و کاروانسراي خان ) ...مدل اول من براي نقاشي يک دختر بچه
9 ساله بود . در دفتر نقاشي جهره جواني بيست ساله به اسم تقي را هم کشيدم ،چهره اش ويژگي کاملا آرايي داشت ...روز
17 فوريه دوباره شترها زير بار قرار گرفتند وقتي اولين تپه هاي نخل تيره رنگ خود را پنهان کردند ، مثل اين بود که جزيره اي را ترک مي کرديم ... » .9»
آلفونس گابريل اتريشي و همسرش "آگنس" : در سال 1927 از راه حلوان به خور آمدند . و در سال 1935 از ترود در حاشيه شمالي کوير به جندق در حاشيه جنوبي کوير وارد شدند .10»
پرفسور بوبک اتريشي11»
اشتوکلين آلمانيتوابع بخش
" خور " :مهرگان
( مهرجان ) بزرگترين جشن ايرانيان باستان پس از نوروز بوده است . روزي که فرشتگان کاوه آهنگر را ياري دادند تا بر ضحاک پيروز شد و او را از تخت ستم به زير کشيد و نيز مهرگان نام يکي از دستگاه هاي موسيقي ايراني است که در جشن مهرگان مي نواختند .ارديب مخفف ارديبهشت و ايرانيان اين روز را نيکوترين روز براي رفتن به آتشکده و نيايش مي دانستند و نيز ارديبهشت جشني از جشن هاي ايران باستان و دومين پايه از پايه هاي شش گانه امشاسپندان است و اُردي پاکي، درستي و آتش مقدس بوده است
. اشتاد ( مزرعه اي نزديک جندق ) روز 28 هر ماه شمسي و روز نيکي کردن و فرشته نگهبان بر روز اشتاد است . معدن نخلک از معدن سرب وروي ايران است و بنا بر گزارش باستان شناسان آلماني معادن نخلک در زمان ساسانيان استخراج شده است . و براي گفته خود باز مانده آتشکده نخلک و دژ آنرا گواه مي آورند .
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۸ آبان ۱۳۸۵ ساعت توسط ๑۩۞۩๑ محمد ๑۩۞۩๑
|