ارتباط پایداری سدها با پی و ارتفاع و شکل سدها

ادامه نوشته

افزایش صدای گوشی e250 سامسونگ

ادامه نوشته

نحوه تنظیم گوشی هاي  SAMSUNG براي ارسال و دریافت E-Mail از طریق GPRS

ادامه نوشته

مقطع تيپ سازند جيرود

نام اين سازند از روستاي جيرود در شرق تهران گرفته شده است و آنرا به چهار قسمت تقسيم كرده‌اند : -بخش A : اين بخش 140 متر ضخامت دارد و شامل ماسه سنگ و شيلهاي تيره‌رنگ با فسيل براكيوپود مي‌باشد . در اين بخش افقهاي فسفات دار وجود دارد . حداكثر ضخامت لايه‌هاي فسفات دار در قسمتهاي مختلف بخش A به حدود 75 متر مي‌رسد . - بخش B : اين بخش شامل ميان لايه‌هاي بازالتي پلاژيوكلازدار به رنگ خاكستري تيره ، شيل ، آهك و كنگلومراي درون سازندی است . - بخش C : اين بخش شامل آهكهاي فسيلي دار مي‌باشد . - بخش D : اين بخش در برش الگو وجود ندارد . تشكيلات جيرود را به عنوان مقطع تيپ تشكيلات دونين در البرز مركزي در نظر مي‌گيرند . بخش A تشكيلات جيرود بر اساس براكيوپودهاي موجود در آن به فراسنين و فامنين زيرين نسبت داده شده است و بخشهاي B , C معادل تشكيلات مبارك ( به سن كربونيفر زيرين ) در نظر گرفته شده( (Ste panov 1967 احمدزاده هروي ( 1971) كنودونتهاي اين سازند را مورد مطالعه قرار داده است و سن دونين بالايي - كربونيفرزيرين را پيشنهاد كرده است .مرز پایبنی عضو A با واحدهاي سنگ چينه‌ايي پاييني ( سازند ميلا) از نوع دگر شيبي موازي (Discanformity) است . اين دگر شيبي در مرز ميلا و جيرود را مرتبط با فازكو هزايي كالدونين مي‌دانند كه در نتيجه آن ارتباط دو سيستم سيلورين و دونين با سنگهاي قديمي‌تر به صورت دگر شيبي موازي درآمده است . بنابراين نظر بر بريان وكينگ 1981 و اشتوكلين 1968 اين فاز در ايران تاثير كمي داشته و بيشتر به صورت خشكي زايي عمل نموده . بنا به توصيه كميته ملي چينه‌شناسي ايران ، در حال حاضر واژه‌ي « سازند جيرود » تنها هم ارز با عضو A برش الگو است كه معرف سنگهاي دونين بالايي البرز مركزي و باختري است . عضوهاي B ,C,D به سن كربونيفر قابل قياس با سازند مبارك است و لذا كاربرد ندارد .

معرفی و آموزش نرم افزار Nero – فرمانروای دنیای CD و DVD

ادامه نوشته

لرزه خيزي ايران مرکزي

از ديدگاه لرزه زمينساختي، فلات ايران مرکزي داراي لرزه خيزي پراکنده و ناپيوسته است. پهنه ايران مركزي، در حدفاصل دو ناحيه لرزه زمين ساختي البرز- تالش- كپه داغ در شمال و زاگرس در جنوب باختر واقع شده است. اين ناحيه پهنه گسترده اي در مركز ايران را شامل مي شود. مهمترين زمين لرزه هاي رويداده (بوئين زهرا 1962، دشت بياض- فردوس 1968، طبس 1978) در ايران مركزي نمايانگر بسيار جنبا بودن اين بخش از فلات ايران مي باشند. رويداد زمين لرزه طبس با بزرگاي4/7= ، پس از يازده سده كه اين منطقه زلزله مهمي را تجربه نكرده بود، اتفاق افتاد. اين مسأله نشان مي دهد كه احتمال رويداد زمين لرزه مخرب و بزرگ در ناحيه هايي از ايران مركزي كه حتي در زمانهاي طولاني نيز رويداد زلزله هاي مخرب در آنها تجربه نشده است وجود دارد. دليل اين مسأله را مي توان به اين ترتيب توجيه نمود كه در بعضي از گسلهاي بنيادي، آزادي انرژي و گسلش با بزرگاي زياد نياز به دوره بازگشت طولاني تري دارد. از اين نظر مقايسه گسلهاي اسفنديار و گوك (گلباف) مرز باختري فروافتادگي لوت در ايران مركزي جالب است. در حالي كه گسل گوك زلزله هاي بسياري را تجربه نموده است (مثلاً زلزله هاي 1981 گلباف و سيرچ و زلزله هاي 1989 و 1998 در شمال و جنوب گلباف) و زلزله هاي تاريخي فراواني را نيز مي توان به اين گسل نسبت داد، ولي گسل اسفنديار كه در ادامة اين گسل به سوي شمال قرار گرفته است، زلزلة مهمي حتي تا پايان سده بيستم گزارش نشده است. زلزلة مهمي حتي تا پايان سده بيستم گزارش نشده است. مثال ديگر سامانه گسل درونه است كه هيچ زمين لرزه مهمي (با بزرگاي بيش از 6) در طول زمان تاريخي از آن گزارش شده است، ولي به نظر مي رسد كه با توجه موقعيت آن، گسلي فعال باشد، كه بيشتر انرژي آن به صورت بي لرزه آزاد شده و در عين حال رويداد زلزله هاي بزرگ در اثر جنبائي آن به زماني بسيار طولاني (طولاني تر از زمان ثبت شده تاريخي) نيازمند است.

به طور كلي نواحي بسيار لرزه خيز و پهنه هاي با رده خطر بسيار بالا را در اين ايالت مي توان در ناحيه هاي كرمان (در ناحيه جنوبي ايران مركزي)، شمال ناحيه لوت (در شمال و شمال خاور ايران مركزي)، ناحيه فروافتادگي دشت تهران- دشت قزوين (در شمال و شمال باختر ايران مركزي) و در مركز ايران مركزي معرفي نمود.

ويژگيهاي ساختاري و لرزه زمينساختي پهنه مکران متاثر از فروراند مکران است. داده هاي موجود نشان ميدهد که پوسته اقيانوسي کف درياي عمان ( همان صفحه عربي ) با شيبي نزديک به يک درجه در حال فروراند در زير مکران است. در مقايسه با ناحيه زاگرس، ناحيه مکران داراي توان لرزه خيزي پاييني است.

در پايان ذكر اين نكته حائز اهميت است كه در بعضي از ناحيه هاي ايران مركزي (نظير ناحيه نائين) تا پايان سده بيستم، هيچ زمين لرزه اي گزارش نشده است. اين موضوع علاوه بر احتمال مرتبط بودن با دوره بازگشت طولاني مورد نياز و يا آزاد شدن انرژي به صورت بي لرزه (به صورت خزش) از ديدگاه نبودهاي لرزه اي نيز بايد مورد توجه واقع شود. چرا كه در جنوب نائين گسل کواترنري بافران عبور مي نمايد. اين گسل يك گسيختگي كواترنري است كه تا جاي كرون واضح نهشته هاي آبرفتي و حتي تغيير سطح مشخص در جاده ترانزيت تهران- بندرعباس در جنوب نائين (نزديكي روستاي بافران) همراه مي باشد. لذا گزارش نشدن زمين لرزه ها در چنين ناحيه هايي در ايران مركزي با ديدي محافظه كارانه، بيشتر بايد به عنوان يك نبود لرزه اي و با احتمال رويداد يك زلزله مهم نظير زلزله طبس در ايران ناحيه تلقي گردد

بزرگترین زمین لرزه ایران در طی آذرماه 1383

در ساعت 13 و 34 دقیقه و 6/6 ثانیه (به وقت ایران) روز 8 آذر ماه 1383 برابر با ساعت 10و 4 دقیقه و 6/6 ثانیه (به وقت جهانی) روز 8 دسامبر 2004 میلادی زمین لرزه ای به بزرگای محلی (ML4/8 )  در حدود 32 کیلومتری جنوب باختری کهنوج در استان کرمان به وقوع پیوست. مختصات رومرکز این زمین لرزه 87/27 درجه عرض شمالی و 38/57 درجه طول خاوری می باشد.
نزدیکترین گسل ها به کانون سطحی زمین لرزه به قرار زیر می باشد:

  • گسل میناب: گسل میناب یا گسل زندان، قسمتی از امتداد اورال-عمان-ماداگاسکا (فورون، 1941) به حساب آمده و با روند شمالی – جنوبی در بخش خاوری شهرستان میناب واقع است. به نظر قرشی (1985) این گسل، یک گسل راستالغز راست گرد است که مرز بین دو صفحه همگرای قاره ای زاگرس و پوسته اقیانوسی فعال دریای عمان را در جنوب مکران تشکیل می دهد.
    کازمین و دیگران (1986) خط عمان را که جداکننده تصادم قاره-قاره زاگرس ( در سمت چپ) و فرورانش پوسته اقیانوس دریای عمان به زیرمکران است (در سمت راست)، از نوع گسل تبدیلی نوع قوس-قوس (روایت و همکار، 1979 ) درنظر می گیرند. بنابراین ادامه خط عمان در ایران، یعنی گسل میناب هم باید گسل تبدیلی نوع قوس-قوس باشد درویش زاده، 1370). طول این گسل در حدود 300 کیلومتر می باشد. فاصله زمین لرزه تا این گسل در حدود 48 کیلومتر می باشد.

  • گسل جیرفت: به عقیده دیمیتریویچ (1973)، گسل جیرفت شاخه ای از گسل سربیزان یا ادامه جنوبی آن در دشت جیرفت است. بربریان (1976)، گسل جیرفت را با گسل سربیزان یکی نمی داند. به عقیده وی ، گسل جیرفت احتمالاً دارای حرکت راستگرد بوده و رسوبات کواترنر را قطع می کند. کانون یک زمین لرزه با بزرگی اندک و عمق 60 تا 90 کیلومتری بر روی این گسل در شمال کهنوج واقع شده است (بربریان، 1976). در نقشه زمین شناسی شرکت ملی نفت ایران (1000000: 1)، گسل راست گرد جیرفت از خاور سبزواران شروع شده و تا 180 کیلومتر به سمت جنوب ادامه می یابد، بدین ترتیب که از خانو و منوجان عبور می کند و سرانجام در بین آمیزه های افیولیتی مکران ناپدید می شود (درویش زاده، 1370). فاصله زمین لرزه تا این گسل در حدود 42 کیلومتر می باشد

جدول استراتیگرافی  زون البرز در پالئوزوییک و پرکامبرین

ادامه نوشته