از ديدگاه لرزه زمينساختي، فلات ايران مرکزي داراي لرزه خيزي پراکنده و ناپيوسته است. پهنه ايران مركزي، در حدفاصل دو ناحيه لرزه زمين ساختي البرز- تالش- كپه داغ در شمال و زاگرس در جنوب باختر واقع شده است. اين ناحيه پهنه گسترده اي در مركز ايران را شامل مي شود. مهمترين زمين لرزه هاي رويداده (بوئين زهرا 1962، دشت بياض- فردوس 1968، طبس 1978) در ايران مركزي نمايانگر بسيار جنبا بودن اين بخش از فلات ايران مي باشند. رويداد زمين لرزه طبس با بزرگاي4/7= ، پس از يازده سده كه اين منطقه زلزله مهمي را تجربه نكرده بود، اتفاق افتاد. اين مسأله نشان مي دهد كه احتمال رويداد زمين لرزه مخرب و بزرگ در ناحيه هايي از ايران مركزي كه حتي در زمانهاي طولاني نيز رويداد زلزله هاي مخرب در آنها تجربه نشده است وجود دارد. دليل اين مسأله را مي توان به اين ترتيب توجيه نمود كه در بعضي از گسلهاي بنيادي، آزادي انرژي و گسلش با بزرگاي زياد نياز به دوره بازگشت طولاني تري دارد. از اين نظر مقايسه گسلهاي اسفنديار و گوك (گلباف) مرز باختري فروافتادگي لوت در ايران مركزي جالب است. در حالي كه گسل گوك زلزله هاي بسياري را تجربه نموده است (مثلاً زلزله هاي 1981 گلباف و سيرچ و زلزله هاي 1989 و 1998 در شمال و جنوب گلباف) و زلزله هاي تاريخي فراواني را نيز مي توان به اين گسل نسبت داد، ولي گسل اسفنديار كه در ادامة اين گسل به سوي شمال قرار گرفته است، زلزلة مهمي حتي تا پايان سده بيستم گزارش نشده است. زلزلة مهمي حتي تا پايان سده بيستم گزارش نشده است. مثال ديگر سامانه گسل درونه است كه هيچ زمين لرزه مهمي (با بزرگاي بيش از 6) در طول زمان تاريخي از آن گزارش شده است، ولي به نظر مي رسد كه با توجه موقعيت آن، گسلي فعال باشد، كه بيشتر انرژي آن به صورت بي لرزه آزاد شده و در عين حال رويداد زلزله هاي بزرگ در اثر جنبائي آن به زماني بسيار طولاني (طولاني تر از زمان ثبت شده تاريخي) نيازمند است.

به طور كلي نواحي بسيار لرزه خيز و پهنه هاي با رده خطر بسيار بالا را در اين ايالت مي توان در ناحيه هاي كرمان (در ناحيه جنوبي ايران مركزي)، شمال ناحيه لوت (در شمال و شمال خاور ايران مركزي)، ناحيه فروافتادگي دشت تهران- دشت قزوين (در شمال و شمال باختر ايران مركزي) و در مركز ايران مركزي معرفي نمود.

ويژگيهاي ساختاري و لرزه زمينساختي پهنه مکران متاثر از فروراند مکران است. داده هاي موجود نشان ميدهد که پوسته اقيانوسي کف درياي عمان ( همان صفحه عربي ) با شيبي نزديک به يک درجه در حال فروراند در زير مکران است. در مقايسه با ناحيه زاگرس، ناحيه مکران داراي توان لرزه خيزي پاييني است.

در پايان ذكر اين نكته حائز اهميت است كه در بعضي از ناحيه هاي ايران مركزي (نظير ناحيه نائين) تا پايان سده بيستم، هيچ زمين لرزه اي گزارش نشده است. اين موضوع علاوه بر احتمال مرتبط بودن با دوره بازگشت طولاني مورد نياز و يا آزاد شدن انرژي به صورت بي لرزه (به صورت خزش) از ديدگاه نبودهاي لرزه اي نيز بايد مورد توجه واقع شود. چرا كه در جنوب نائين گسل کواترنري بافران عبور مي نمايد. اين گسل يك گسيختگي كواترنري است كه تا جاي كرون واضح نهشته هاي آبرفتي و حتي تغيير سطح مشخص در جاده ترانزيت تهران- بندرعباس در جنوب نائين (نزديكي روستاي بافران) همراه مي باشد. لذا گزارش نشدن زمين لرزه ها در چنين ناحيه هايي در ايران مركزي با ديدي محافظه كارانه، بيشتر بايد به عنوان يك نبود لرزه اي و با احتمال رويداد يك زلزله مهم نظير زلزله طبس در ايران ناحيه تلقي گردد