مقطع تيپ سازند جيرود
نام اين سازند از روستاي جيرود در شرق تهران گرفته شده است و آنرا به چهار قسمت تقسيم كردهاند : -بخش A : اين بخش 140 متر ضخامت دارد و شامل ماسه سنگ و شيلهاي تيرهرنگ با فسيل براكيوپود ميباشد . در اين بخش افقهاي فسفات دار وجود دارد . حداكثر ضخامت لايههاي فسفات دار در قسمتهاي مختلف بخش A به حدود 75 متر ميرسد . - بخش B : اين بخش شامل ميان لايههاي بازالتي پلاژيوكلازدار به رنگ خاكستري تيره ، شيل ، آهك و كنگلومراي درون سازندی است . - بخش C : اين بخش شامل آهكهاي فسيلي دار ميباشد . - بخش D : اين بخش در برش الگو وجود ندارد . تشكيلات جيرود را به عنوان مقطع تيپ تشكيلات دونين در البرز مركزي در نظر ميگيرند . بخش A تشكيلات جيرود بر اساس براكيوپودهاي موجود در آن به فراسنين و فامنين زيرين نسبت داده شده است و بخشهاي B , C معادل تشكيلات مبارك ( به سن كربونيفر زيرين ) در نظر گرفته شده( (Ste panov 1967 احمدزاده هروي ( 1971) كنودونتهاي اين سازند را مورد مطالعه قرار داده است و سن دونين بالايي - كربونيفرزيرين را پيشنهاد كرده است .مرز پایبنی عضو A با واحدهاي سنگ چينهايي پاييني ( سازند ميلا) از نوع دگر شيبي موازي (Discanformity) است . اين دگر شيبي در مرز ميلا و جيرود را مرتبط با فازكو هزايي كالدونين ميدانند كه در نتيجه آن ارتباط دو سيستم سيلورين و دونين با سنگهاي قديميتر به صورت دگر شيبي موازي درآمده است . بنابراين نظر بر بريان وكينگ 1981 و اشتوكلين 1968 اين فاز در ايران تاثير كمي داشته و بيشتر به صورت خشكي زايي عمل نموده . بنا به توصيه كميته ملي چينهشناسي ايران ، در حال حاضر واژهي « سازند جيرود » تنها هم ارز با عضو A برش الگو است كه معرف سنگهاي دونين بالايي البرز مركزي و باختري است . عضوهاي B ,C,D به سن كربونيفر قابل قياس با سازند مبارك است و لذا كاربرد ندارد .