تاريخچه بررسيهاى زمين باستان شناسى (Geoarchaeology) در ايران
تاريخچه بررسيهاى زمين باستان شناسى (Geoarchaeology) در ايران
زمين باستان شناسى مفهومى نو و گرايشى بينابينى است که با استفاده از روشهاى زمين شناسى به مطالعه تاريخ گذشته انسان مى پردازد. در زمين باستان شناسى با تشخيص و بررسى محتواى رسوبى و چينه نگارى لايه ها و مواد باستان شناسى ، مى توان درک کامل و صحيحى از پيشينه هاى باستانى به دست آورد.زمين باستان شناسى در دو دهه گذشته به عنوان ابزارى پايه اى براى بازسازى محيطهاى باستانى و شناخت شرايط بلند مدت اقليمى ، انسانى و برهم کنشهاى بشر پيش از تاريخ و محيط پيرامونش در اختيار باستان شناسان قرارگرفته است. اين مطالعات به ويژه در شناخت پيشينه ها و ومواد باستان شناختى و زمين شناسى پليستوسن و هولوسن تاثيرگذار است. در اين ميان مطالعات زمين باستان شناسى ايران عملا" با مشاهدات و کاوشهاى پارينه سنگى و استفاده از روشهاى زمين شناسى مانند رسوب شناسى براى توصيف جزئيات پيشينه هاى باستانى در غارها و پناهگاههاى صخره اى پيوند مى يابد.اين مطالعات در غرب ايران ،شمال، فارس و تا حدودى در ايران مرکزى به انجام رسيده اند. مثالهاى متعددى از اين سايتها در ادوار پارينه سنگى ايران در کرمانشاه، مازندران( اولين مطالعات)، شيراز و اصفهان در تاريخچه مطالعات باستان شناسى متکى بر روشهاى زمين شناسى ايران قابل ذکر است. تاريخچه تحقيقات زمين باستان شناسى ايران را مى توان به چهار دوره 40-1900،80-1940 ، 90-1980 و 1990 تاکنون تقسيم کرد. در اين نوشتار با مرورى بر پژوهشهاى زمين باستان شناسى ايران، روشهاى توسعه زمين باستان شناسى با نگرشى زمين شناسانه بررسى و پيشنهاداتى ارايه شده است.
زمين باستان شناسى (Geoarchaeology) به عنوان شاخه اى جديد از علوم کاربردى و گرايشى بينابينى حداقل از دو دهه قبل در ادبيات باستان شناسى وارد گرديد، اگرچه سابقه استفاده از زمين باستان شناسى به اوايل قرن بيستم بر مى گردد. با اين حال در طول سالهاى اخير رشد فزاينده اى يافته و به تبع توسعه ابزارهاى مطالعاتى در زمين شناسى جنبه کاربردي اين رشته نيز به مرور آشکارتر گشته و دامنه بررسى هاى مبتنى بر آن نيز توسعه مى يابد.
زمين باستان شناسى اساسا" بر مبناى رسوب شناسى و چينه نگارى بنا نهاده شده است. فهم پيشنه هاى رسوبى ، توالى لايه ها و خردساختارهاى رسوبى مى تواند به بازسازى شرايط اقليمى و محيطى سکونتگاه انسان کمک شايانى کند .ضمن اينکه مطالعه خاکهاى قديمى ancient soil و فرايندهاى زمين ريخت شناسى و زمين شناسى ناحيه اى نيز مى تواند در تشخيص توالى هاى واجد بقاياى انسانى و مواد باستان شناسى مفيد واقع گردد.استفاده از روشهاى رسوب شناسى مانند تجزیه دانه بندى، کانيهاى سنگين،کلسيمترى،مقاطع نازک، استفاده از روشهاى مدرن آزمايشگاهى در تشخيص کانى هاى رسي مانند Xray و... از مواردى اند که انجام مطالعات زمين شناسى در باستان شناسى را ضرورى ساخته است. با استفاده از مطالعه ابزار و بقاياى انسانى موجود در غارها و پناهگاههاى صخره اى ، و استنتاج تئورى هاى باستان شناسى مرتبط مى توان پيشينه هاى رسوبى و تاريخ گذشته انسانى را بررسى و سير تحولى آن را مشخص ساخت. اهميت شناخت رکوردهاى رسوبى از آنجا ناشى مى شود که فهم محتواى رسوبى براى مطالعات باستان شناسى امرى حياتى است. اين مطالعات به تخصصهايى مانند بوم شناسى ديرينه،علوم خاک،رسوب شناسى، زيست شناسى، اقليم و زمين شناسى نيازمند است. درک وقايع زمين شناسى به ويژه زمين شناسى کواترنر( پليستوسن و هولوسن) در زمين باستان شناسى جايگاه ويژه اى مى يابد.وقايع نگارى دوران چهارم که به عصر انسان موسوم است مستلزم روشهاى مدرن ساليابى، رسوب شناسى، اقليم شناسى و... است که بنا به نياز باستان شناسان همه آنها را در مجموعه اى با نام علوم زمين مى توان يافت.
توسعه دانش فنى علوم زمين در ايران در دهه هاى اخير و گسترش مراکز آموزشى رشته زمين شناسى باعث شده تا تخصصهاى متعددى از اين گرايش در بخشهاى مختلف به مطالعه و تحقيق مشغول شوند. در اين ميان مطالعات باستان شناسى نيز همسو با برنامه هاى توسعه گرايانه در بسط علمى دانشگاهها و مراکز پژوهشى از روندى کلاسيک و تئورى پا به عرصه اى علمى و کاربردى با تکيه بر روشهاى تجربى و آزمايشگاهى نهاده است. شايد بتوان گفت زمين باستان شناسى در ايران مولود اين جنبشها است. در اين جستار ضمن مرور تاريخچه زمين باستان شناسى راهکارهاى اجمالى توسعه آن نيز آمده است.
مطالعات زمين باستان شناسى عمدتا" با بررسيهاى باستان شناسى در محوطه ها و مکانهاى پيش از تاريخ ايران پيوند يافته است.اين امر از آنجا ناشى مى شود که بيشتر مکانهاى پيش از تاريخ ايران در غارها و پناهگاههاى صخره اى واقع شده اند.بررسى دقيق مواد باستان شناسى که با حفارى و آناليز رسوبى همراه است اجبارا" محققان را به سوى ابزار و فنون زمين شناسى سوق داده است تا جايى که در دهه اخير بررسى هاى زمين باستان شناسى جزئى لاينفک از مطالعات پيش از تاريخ ايران را تشکيل مى دهد. بررسى هاى زمين باستان شناسى در ايران عملا" به اوايل قرن بيستم ميلادى و به حضور باستان شناسان فرانسوى در ايران برمى گردد. مسايلى همچون دور افتادگى نسبى ايران و انحصار فرانسويها بر پژوهشهاى باستان شناسى از عوامل کم رونقى باستان شناسى پيش از تاريخ ايران در دهه 1890 تا اوايل 1930 است ( Negahban 1981). علاوه بر اين مسائل سياسى و تحولات جهانى نيز تا حدودى بر عدم استقبال از بررسيهاى پيش از تاريخ ايران موثر بوده است. تا قبل از انقلاب عمده ترين بررسيها و کاوشهاى پيش از تاريخ توسط پژوهشگرانى خارجى مانند ژاک دومرگان (demorgan)، هنرى فيلد (field) ، کارلتون کوون(coon) ،هول (hole) و فلانرى (flannery) ،اسميت (Smith) ، استپ (Speth) ،يانگ (Young) ، مک برنى (McBurney) ،رابرت بريدوود(Braidwood) , هيوم (Hume) ، رايت (writh) ،مورتنسون (mortensen) ، تيبالت (tibault) ، هندصادق کوروس (Sadek Kooros, H) ، ماروچک (maruchek) ، پيپرنو (Piperno, M) ،سينگر (singer) ، وايمر (wymer) و سولکى (solecki) ومحققانى از کشورهاى مختلف مانند کانادا، دانمارک ، فرانسه،بريتانيا،ايتاليا و آمريکا انجام شده است اگرچه محققان داخلى نيز سهمى در اين بررسيها داشته اند اما عمدتا" انتشار نتايج توسط خارجى ها انجام گرفته است.با اين همه عملا" در دهه هفتاد شمسى است که مطالعات پيش از تاريخ به عنوان روشى جهت مند توسط بيگلرى و همکاران در منطقه غرب کشور به اوج مى رسد.با تاسيس بخش پارينه سنگى موزه ملى ايران اين مطالعات در قالب پژوهشهاى پيش از تاريخ ادامه مى يابد.بررسيهاى تيم پيش از تاريخ موزه ملى در دهه 60و 70و 80 شمسى منجر به شناسايى بيش از 20 مکان باستانى پيش از تاريخ و بررسى آنها با روشهاى زمين باستان شناسى گرديده است.در اين ميان همکاريهاى دکتر مرجان مشکور از موزه تاريخ طبيعى فرانسه و دکتر کاميار عبدى از دانشگاه ميشيگان در تسهيل استفاده اين تيم از روشهاى نوين مطالعاتى مانند کربن سنجى و باستان استخوان شناسى نيز قابل ذکر است.تلاش تيم مذکور منجر به توسعه مطالعات زمين باستان شناسى در غرب کشور و مطالعات موردى در شمال کشور و ايران مرکزى گرديده که برخى نتايج آن اخيرا" منتشر گرديده است (biglari et all 2006).دکتر مک برنى در سال 1969 ميلادى ضمن حفارى پناهگاه صخره اى هوميان و با استفاده از رسوب شناسى و مطالعات گرده شناسى گياهان ديرينه ( پالينولوژى) رسوبات موجودفنتايج ارزشمندى را در خصوص اقليه گذشته منطقه زاگرس مرکزى ارائه داد.برنى با استفاده از شواهد باستان شناختى مانند ابزارهاى سنگى در بخشهاى تحتانى رسوبات ، سن اين رسوبات را تخمين و با ازمايشهاى رسوب شناسى و بقاياى گياهى ، شرايط آب و هواى گرم وجنگلى را در 60 تا 63000 سال پيش تعيين کرده است.(bewely1984).در سالهاى 1975 تا 1979 نيز بروکس با انجام تحقيقات زمين باستان شناسى در حوضه آبريز رودخانه قره سو در شرق روانسر و غرب کرمانشاه بر اساس توالى رسوبات طبيعى دريافت که در حدود 1000 سال پيش فرايندهاى شديد سيلابى باعث دفن بسيارى از تپه هاى باستانى در زير رسوبات گلى به قطر 10 متر در کرانه هاي رودخانه اصلى شده است(brookes 1989).
فراوانى محوطه هاى باستانى بررسى شده از اوايل قرن بيستم تا دهه 40 ميلادى باستان شناسان اندکى در ايران به حفارى و کاوش پرداخته اند.اين امر شايد ناشى از دورافتادگى ايران، عدم تحت الحمايه بودن ايران بعد از جنگ جهانى اول و به تبع آن نفوذ کمتر خارجيان در اين منطقه باشد.در دوره 40 تا 80 ميلادى رشدى نسبى در اين مطالعات ديده مى شود که مى توان آن را روندى عمومى و متناسب با گسترش ساير علوم و شناخت بيشتر سياحان و باستانشناسان از ايران دانست . در اواخر اين دوره وقفه اى مشاهده مى شود که مى توان آن را به تحولات دوران انقلاب نسبت داد. دهه 80 تا 90 با کاهش محسوسى در مطالعات زمين باستان شناسى همراه است که اين امر را نيز مى توان متاثر از جنگ تحميلى و اثرات مرتبط با آن در نظر گرفت.فراوانى مطالعات زمين باستان شناسى از دهه90 تاکنون محصول توسعه در فناورى هاى علوم زمين ، گسترش بين رشته اى در زمين شناسى و روانه شدن فارغ التحصيلان اين رشته و مساعى آنان با باستان شناسان است. ضمن اينکه عمده ترين دليل اين فراوانى را مى توان به تاسيس بخش پارينه سنگى در موزه ملى ايران و نگرشهاى زمين باستان شناسانه و مدرن پژوهشگران اين بخش نسبت داد.(شکل1) علاوه بر اين استفاده از روشهاى ژئوفيزيکى در شناسايى دفينه ها،محوطه هاى تاريخى و ساير اکتشافات باستان شناسى به صورت پراکنده و موردى توسط برخى از مراکز دانشگاهى انجام شده است که با توجه به حجم اندک اين مطالعات نمى توان روند آن را در راستاى مشخصى ( مثلا" زمين باستان شناسى ) در نظر گرفت.
پيشرفت فناوريهاى علوم زمين در بررسيهاى صحرايى و توسعه گروههاى علوم زمين در دانشگاهها و موسسات علمى کشور راه استفاده از روشهاى زمين شناسى را در بسيارى از شاخه هاى علوم هموار ساخته است. روشهاى ژئوفيزيک، سنجش از دور، GIS ،رسوبشناسى، اقليم شناسى و زمين ريخت شناسىو... با تمرکز بر پيش از تاريخ ايران مى تواند در بازسازى اقليم پليستوسن و هولوسن تاثير بسزايى داشته باشد.بنابراين به نظرمى رسد.
بهترين راه براى توسعه روشهاى هدفمند زمين باستان شناسى در ايران تسرىع آن به مطالعات زمين شناسى کواترنر(پليستوسن و هولوسن) و ايجاد رشته زمين باستان شناسى در پژوهشکده علوم زمين سازمان زمين شناسى و اکتشافات معدنى به عنوان متولى آموزش و توسعه دانش زمين شناسى در کشور (يا يکى از گروههاى زمين شناسى دانشگاههاى ايران که پايه رسوب شناسى قوى دارند) است. اگرچه در اين راستا مى توان از مشارکت پژوهشکده باستانشناسى و بخش پارينه سنگى يا پيش از تاريخ موزه ملى نيز کمک گرفت.اين گرايش به صورت دوره کارشناسى ارشد و با پذيرش دانشجويان دوره کارشناسى زمين شناسى و با رعايت دروس جبرانى براى دانشجويان باستان شناسى و جغرافيا قابل اجرا است.نتيجه عملى اين کار ضمن گسترش روشهاى زمين باستان شناسى ، تکميل داده هاى باستان شناسى پيش از تاريخ و يارى رساندن به هيئت هاى حفارى و کاوشهاى باستان شناسى بدون تخريب آثار است. همچنين با اين کار مى توان تحولى در بازسازى هاى اقليمى کواترنر و زمين شناسى پليستوسن و هولوسن ايجاد کرد.
منابع فارسى قابل ارجاع در مورد زمین باستان شناسی :
1- اسمیت، فیلیپ1375گزارش مقدماتی حفاری در غار خر و تپه گنج دره، ترجمه فریدون بیگلری و سامان حیدری، پیک بیستون، ضمیمه مجله ئاوینه، شماره 26 و 27، صص 114 – 112
2- امیرلو، عنایت الله1369کاوش در دماوند، مجله باستان شناسی وتاریخ، شماره پیاپی 8 و9، ص 90
3- بیگلری، فریدون1377«غار شکارچیان و کهنترین بقایای انسانی کشف شده در ایران»، اطلاعات علمی، سال دوازدهم، شماره 8، صص 35 – 34
4- بیگلری، فریدون 1379گزارش مکان های نویافته دیرینه سنگی در بیستون»، مجله باستان شناسی و تاریخ، سال چهاردهم، شماره دوم، صص 60 – 50
5- بیگلری، فریدون و کمال طاهری1380کشف بقایای دیرینه سنگی فوقانی در غارهای مرکولیان و مردلان، روانسر» در مجموعه مقالات باستان شناسی، جغرافیا و زمین شناسی و فرهنگ منطقه روانسر، کمال طاهری، کرمانشاه: انتشارات طاق بستان، صص 28 – 7
6- بیگلری، فریدون و حسین عبدی1379گزارش بررسی مقدماتی پناهگاه صخره ای خل وشت در منطقه عمارلو – گیلان، مجله باستان شناسی و تاریخ، سال پانزدهم، شماره اول و دوم،صص72– 68
7- بیگلری، فریدون، کوروش روستایی، سامان حیدری و حامد وحدتی نسب1380گزارش مقدماتی بررسی باستان شناختی محوطه های پارینه سنگی استان لرستان، زمستان 1379»، مجله باستان شناسی و تاریخ، سال شانزدهم، شماره اول، صص 64 – 46
8- مینزونی دروش، آنجلا1378دوره های پارینه سنگی میانی و جدید در منطقه توروس و زاگرس»، ترجمه فریدون بیگلری، آثار (نشریه هسته علمی دانشجویان باستان شناسی دانشگاه تهران)، شماره 1، صص. 24 – 19
9- حيدرى،سامان1379-باستان زمين شناسى ،کاربرد روشهاى علوم زمين در باستان شناسى-مجله کواترنرى ، سال دوم،شماره 5 صص40-43
10-اسميت،فليپ،(ترجمه فريدون بيگلزى)1379-باستان زمين شناسى ،کاربرد روشهاى علوم زمين در باستان شناسى-مجله کواترنرى ، سال دوم،شماره 5 صص 64-67