جانورانى با اسکلتى داراى پيچش و يا فاقد پيچش و يا حتى در بعضى فاقد قسمت سخت مى باشند. يکى از مهمترين رده هاى نرم تنان هستند. در دوران اول همگى دريازى بوده اند. اما در دوران دوم و سوم در آبهاى شيرين و نيز در خشکى ديده شده اند. انواع فسيل و عهد حاضر آنها، از ساير نرم تنان بيشتر است. اندازه آنها بين 0.5 ميليمتر تا 60 سانتيمتر تغيير مى کند. اکثر آنها از گياهان تغذيه کرده و برخى از جسد ساير حيوانات تغذيه مى کنند و عده اى ديگر زندگى انگلى دارند.

 

رده بندى گاستروپودها

»» رده بندى گاستروپودها بر اساس سيستم عصبى

به دو زير رده تقسيم کرده اند:

1- Subclass Stroptoneura :  که رشته عصبى به شکل عدد هشت انگليسي 8 است

2- Euthyneura Subclass : که رشته عصبى به شکل ساده و عدسى شکل است.

 

»» رده بندى بر مبناى ساختمان و حالت برانش و ساير قسمت هاى نرم

در فسيل شناسى، بطور کلى با توجه به مطالعات (Thiele(1931  در ( Weinz & Knight (1944 چهار زير رده بر مبناى ساختمان و حالت برانش و ساير قسمت هاى نرم در نظر گرفته اند :

 

1-(Subclass Protogastropoda (Paleozoic Era

 

2- Subclass Prosobranchia

» (Camb.-Rec )  Archaeogastropoda Order

»      (Sil.-Rec )  Mesogastropoda Order

»      (Sil.- Re )  Neogastropoda Order

3-(Subclass Opisthobranchia (Camb.-Rec

 

4- (Camb.-Rec ) Pulmonata Subclas

 

قسمتهاى نرم بدن

 

1- سر: در بخش جلو بدن قرار دارد و داراى دهان، چشمها و يک يا دو جفت شاخک حساس مى باشد. دهان در زير سر قرار دارد و به فضاى دهانى مرى متصل مى شود. داخل فضاى دهانى يک وسيله خرد کننده غذا وجود دارد که در انواع فسيل ديده نمى شود و از تعداد زيادى دندان هاى ريز شاخى که بر روى يک صفحه کتينى قرار گرفته اند تشکيل شده است. نظم و تعداد دندان ها در انواع مختلف تغيير مى کند. اين وسيله را Radula گويند که به اعتقاد عده اى از ديرينه شناسان کونودونت ها همان رادولاى گاستروپودها مى باشند.

                                                      

2- توده احشايى :  شامل دستگاه گوارش، کبد، کليه، قلب و دستگاه گردش خون، سيستم عصبى و اعضاى تناسلى است. در دستگاه گوارش پس از دهان يک مرى طويل و لوله اى شکل، معده اى با ديواره نازک (بعنوان انبار مواد غذايى)، روده و سرانجام مخرج در انتهاى دستگاه گوارشى قرار دارند.

 

3- پوست بدن و پا : پا اندامى ماهيچه اى و معمولا پهن و مسطح است که براى خزيدن بکار مى رود. پوست بدن نيز شامل پوشش بدن است که غشاء و يا اسکلت را ترشح مى کند. ما بين پوست و توده احشايى، برانش ها که برگى شکل بوده و داخل Mantle cavity هستند، قرار مى گيرند

 

قسمت هاى سخت مطالعه فسيل شناسى گاستروپودا بر مبناى اسکلت آن پايه گذارى شده است. ساير قسمت هاى سخت مثل Radula و سر پوش (Operculum) بندرت به شکل فسيل ديده مى شوند. سر پوش که از يک صفحه آهکى و يا شاخى ساخته شده به پاى حيوان متصل است و طورى تنظيم شده که هر گاه جانور خود را به درون غشاء مى کشد، دهانه تقريبا بطور کامل توسط سرپوش بسته مى شود                                                                                     

 

1- جنس اسکلت :

از کربنات کلسيم و به شکل آراگونيت، کلسيت و يا هر دو مى باشد. قسمت داخلى غشاء معمولا از صفحات نازک آراگونيتى ساخته شده است.

2- ساختمان اسکلت :

 اسکلت خارجى و يک تکه است، شکل و مشخصات آن در تشخيص جنس گونه بسيار مهم است ولى در تقسيم بندى قابل توجه نيست.

3- اشکال غشاء :

شکل اسکلت بسيار متفاوت بوده و از نظر تشخيص جنس ها، بسيار با اهميت مى باشد. برخى از اشکال غشاء عبارتند از :

 - Conical : ديواره طرفين صدف بصورت دو خط مستقيم و قاعده صدف پهن مى باشد (مخروطى)

- Conoidal : سرازيرى پيچ ها در قاعده بيشتر از سرازيرى بسمت نوک است. (شبه مخروطى)

- Obconical : اسپاير آن پهن و يا کمى محدب، اما حجره زندگى دراز و مخروطى شکل است. (مخروط معکوس)

- Biconical : طول اسپاير با طول حجره زندگى برابر است. (دو مخروطى)

- Extraconical : سرازيرى پيچ ها در نوک بيشتر از سرازيرى پيچ ها در قاعده است.

4- دهانه :

شکل دهانه مى تواند گرد، نيمدايره، بيضى، طويل و يا مستطيل شکل باشد. لبه دهانه را Peristom، بخش خارجى آن را Outer lip و بخش داخلى آن را Inner lip مى گويند. در حال حرکت : دهانه در جلو و Apex در بالا و قسمت عقب قرار مى گيرد.

5- تزئينات :

سطح اسکلت ممکن است داراى تزئيناتى مانند : خار، خطوط برجسته، شيار يا خطوط مارپيچ باشد. سطح غشاء گاستروپودهاى امروزى اکثرا رنگين است اما در فسيل، غالبا رنگ باقى نمى ماند.

Axe : محور فرضى

Apex : محل شروع

Sutere : مرز بين دو whorl متوالى

Rib : دنده ها يا خطوط برجسته عرضى

Costae : خطوط شعاعى برجسته

Digitation : برجستگى لبه دهانه

Canal : از اتصال دو لبه دهانه در Base شيارى بنام Canal بوجود مى آيد. محل دهان را نشان مى دهد.

Gutter : گاهى در قسمت بالا و روبروى Canal شيار کوچکى که محل مخرج است ايجاد مى گردد.

Sinnus : اگر در لبه خارجى فرو رفتگى ايجاد شود و در محل مخرج را نشان دهد سينوس ناميده مى شود که اگر عميق شود Slit خوانده مى شود.اگر هر دو لبه کمى برجسته شوند سطحى به نام Inductura ايجاد مى شود که در سمت لبه داخلى Callus ناميده مى شود.

نوع پيچش

1- موافق با حرکت عقربه هاى ساعت و دهانه در سمت راست Dextrogyrate (راستگرد)

2- مخالف جهت عقربه ساعت و دهانه در سمت چپ Sinistrogyrate (چپگرد)

      

Evolute : تمام پيچ ها ديده مى شوند.

Involute : حجره آخر بقيه حجرات را مى پوشاند.

Advolute : اگر در Evolute دورها بهم چسبيده باشند.

Convolute : اگر در Evolute دورهاى اول بهم چسبيده و دور آخر باز شده باشد.

Dip : شيب يا سرازيرى هر Suture

Suture Slenizoe : باندى برجسته در حاشيه هر Whorl که با رشد صدف تکرار مى شود.

Spiralangle : زاويه اى که دو خط در امتداد Whorl ها در راس Apex مى سازند :1) زاويه باز 2) زاويه بسته