زون بينالود
دگرگونيهاي زون بينالود: اين دگرگوني در جنوب و مغرب مشهد به خوبي مشخص است. سن مجموعه دگرگوني و آذرين جنوب و جنوب غربي مشهد از جمله مسائلي است كه در گذشته آن را يا به پركامبرين و يا سيمرين پسين نسبت دادهاند. چنانكه در نقشه زمينشناسي ايران سن سنگهاي دگرگوني حوالي مشهد را ژوراسيك ثبت كردهاند. آلبرتي و همكاران (1974)، تمام سنگهاي آذرين حوالي مشهد را نتيجه فعاليت ماگماتيسم واحدي درنظر گرفته و سن آن را به ژوراسيك پسين ـ كرتاسه آغازي نسبت ميدهند. در هندوكش غربي (افغانستان) و در امتداد زون بينالود، بولن و بويكس (1977)، سريهاي دگرگون شده پالئوزوئيك را كه شامل ميكاشيستهاي گرونا و استروئيددار، مرمر، و آمفيبوليت است خاطر نشان كردهاند. سريهاي مزبور با سنگهاي اولترابازيك سرپانتين شده، به صورت بين لايهاي قرار دارند. سري مزبور به طور دگرشيب به وسيله رسوبات دگرگون شده و پيش رونده كربونيفر پوشيده ميشود. نام بردگان آغاز پيش روي را نامورين پيشين ذكر كردهاند و به نظر آنان، دگرگوني تحتاني بيش از رسوبگذاري سري فوق انجام شده است. همين شواهد در جنوب و جنوب غربي مشهد نيز ديده ميشود (مجيدي1978). به عقيده مجيدي (1978)، شواهد زير مويد عملكرد فاز كوهزايي هرسينين در زون بينالود است كه تا مرز افغتنستان و حتي در آن طرف مرز نيز آثار آن ديده ميشود. اين شواهد عبارتاند از: مجموعه دگرگوني حوالي مشهد به وسيله رسوبات دگرگون نشده ژوراسيك پوشيده ميشود. بنابراين، آخرين مرحله دگرگوني منطقه، قبل از ژوراسيك اتفاق افتاده است. سن مطلق گرانيتهاي پورفيروئيد مشهد، كه قطعاتي از سنگهاي دگرگوني مذكور را در خود گرفته است قديمتر از سيمرين پيشين است. به علاوه، سن مطلق جديدترين گرانيت موجود در منطقه نيز پرمين انتهايي ـ ترياس آغازي به دست آمده است. در اين ناحيه علاوه بر دگرگونيهايي كه در كنتاكت تودههاي نفوذي وجود دارند، لااقل سه فاز دگرگوني ناحيهاي در مشهد به شرح زير، شناخته شده است: ـ فاز M1: دگرگوني درجه ضعيف با رخساره شيست سبز و گسترش زياد. ـ فاز M2: دگرگوني شديدتر از فاز قبلي ولي با گسترش كمتر. ـ فاز M3: دگرگوني درجه ضعيفتر و با گسترش محدودتر. نحوه گسترش اثرات و دگرگونيهاي مذكور در تمام مناطق يكسان نيست و مطابق شكل و در دو زون A و B كه به وسيله منطقه گسل خورده و خرد شده از هم جدا شدهاند، با هم متفاوت است. زون A يا زون جنوبي : در اين زون فقط اثرات دو دگرگوني ناحيهاي M1 و M2 را ميتوان مشاهده كرد كه تنوع چنداني ندارند و شامل كالك شيستهاي مختلف (كانيهاي تشكيلدهنده شامل كلسيت، دولوميت، ميكاهاي مختلف، كوارتز، و فلدسپات) و اسليت (شامل كانيهاي كوارتز، كلريت، بيوتيت، و اكسيد آهن) است. قسمت اعظم منطقه به وسيله همين اسليتها پوشيده شده و روي هم رفته در تمام اين زون، شيستوزيته و فولياسيون واحدي ديده ميشود (فاز دگرگوني M1) كه درجه دگرگوني آن نيز از رخساره شيست سبز (نوع بارو كه با حرارت كم و فشار نسبتا زياد تطبيق ميكند) تجاوز نميكند. (مجيدي1978) حضور كانيهاي حرارت بالا نظير آنورتيت و فلدسپات پتاسيمدار و حتي اسكاپوليت در اين زون كه فاقد جهت يافتگي مشخصاند، نشان دهنده دگرگوني ديگري است (فاز M2) كه؛ اولاً با درجه حرارت بيشتري همراه بوده است، و با دگرگوني ضعيف (شيست سبز) فاز M1 جور درنميآيد؛ ثانياً عدم جهت يافتگي كاني هاي حرارت بالا نسبت به فاز دگرگونيM1 تاييد كننده آن است. زون B: در اين زون علاوه بر سه فاز دگرگوني M1,M2,M3 توده هاي نفوذي مهمي نيز ديده مي شود: ـ فاز M1 آن مشابه دگرگوني M1 زون A است و فيليتهاي اوليه به اسليت تبديل شدهاند. ـ فاز M2 با سري كاني هاي جديدي (استروتيد، بيوتيت و گرونا) كه فاقد جهت يافتگي نسبت به M1 هستند در تمام سنگهاي زون B ديده مي شود و نشان دهنده دگرگوني حرارتي مهمي است كه سنگهاي منطقه را به ميكا شيستهاي گرونا و استروتيددار تبديل كرده است. ـ فاز M3 اين فاز را بايد يك دگرگوني قهقرايي دانست، زيرا نسبت به فاز M2 از درجات حرارت و فشار كمتري برخوردار است، ولي شيستوزيته جديدي در ميكاشيستها به وجود آورده و سبب رشد پورفيريهاي فلدسپات در گرانيت شده است. در جنوب مشهد، رسوبات دونو ـ كربونيفر با رسوبات ماسهسنگ كنگلومراي قرمز رنگ و دولوميت بر روي اسيتهاي زيرين تهنشين شده است. بر روي همين رسوبات شيلهايي ديده ميشود كه به طور متناوب با سنگهاي اولترابازيك مجموعا بخش كربونيفر مياني را تشكيل ميدهند. واحدهاي مذكور در فاز هرسينين دگرگون شدهاند. مزوزوئيك در زون بينالود : زون بينالود در جنوب مشهد طي كوهزايي سيمرين پيشين، سنگهاي اين منطقه تحت تاثير دگرگوني خاصي (فاز m1) قرار ميگيرند كه آن را بايد قهقهرايي ناميد زيرا نسبت به فازهاي قديمتر، از درجات حرارت و فشار كمتري برخوردار بوده است. عملكرد اين فاز، اولا موجب پيدايش شيستوزيته جديد در ميكاشيستها و سرانجام رشد پورفيروئيدهاي فلدسپاتي در گرانيتهاي قديمي شده است. چنانكه قبلا ذكر شد، انواع لوكوگرانيتال جوان نيز طي همين فاز كمپرسيوني حاصل شدهاند.در جنوب شرق بينالودتوده آذرين از نوع گرانيتوئيد از ديدگاههاي مختلف تقسيمبندي شدهاند. 1)گرانيتهاي m1 2)گرانيتهاي m2 از ديدگاه ژئوشيمي گرانيتها تقسيم ميشوند به: 1)گرانوديوريت 2)مونزوگرانيت 3)توناليت (گرانيتهاي كوهسنگي و در گلستان) مونزوگرانيتها از نظر سني جوانتر از گرانوديوريت ميباشند زيرا قطعاتي از گرانوديوريت را بالا آوردهاند. موسكويت در مونزوگرانيت فقط وجود دارد در مونزوگرانيتها گارنت وجود دارد در حاليكه در گرانوديوريتها گارنت وجود ندارد.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۰ دی ۱۳۸۳ ساعت توسط ๑۩۞۩๑ محمد ๑۩۞۩๑
|