مجموعههاي اولترامافيكي منطقه مشهد
مجموعههاي اولترامافيكي منطقه مشهد :
اين مجموعه سنگهاي اولترامافيكي ـ مافيكي توسط دكتر مجيدي بررسي شد. به نطر ميرسد سنگهاي مزبور، به صورت مجموعه خروجي و سنگهاي نيم ژرف اولترامافيكي ـ مافيكي همراه با نهشتههاي پالئوزوئيك بالايي جايگزين شده و تحت تاثير فاز زمينساختي هرسينين قرار گرفته است.
سنگهاي اولترامافيكي ورليتي داراي تركيب نسبتا همگني بوده و تغييرات اكسيدي، دامنه محدودي را نشان ميدهد. مقدار آب موجود در سنگ بالا است و نشانگر پيشرفت پديده سرپانتينيزاسيون در اين سنگهاي اولترامافيكي ميباشد. اين موضوع همراه با آزاد شدن آهن سنگ به صورت كانيهاي اكسيدي آهن از جمله مانيتيت است كه بين 5/5 الي 5/8 درصد سنگ را تشكيل ميدهد.
سنگهاي مافيك به صورت دولوميتي، گروه سنگهاي نيم ژرف را تشكيل ميدهند و سنگهاي خروجي بازالتي، وابسته به فعاليت آتشفشاني محيط ژرف اقيانوسي ميباشند. اين سنگها اساسا ساب آلكالن بوده و جزء سري ماگمائي تولئين هستند .
به نظر ميرسد اين سنگها به گروه اوليوين تولئيتها تعلق داشته باشند كه معمولا در كافتهاي ميان اقيانوسي تشكيل ميشوند. نكاتي كه از اين مبحث برداشت ميشود:
1ـ سنگهاي ماگمائي پالئوزوئيك داراي توسعه و گسترش محدودتري نسبت به زمانهاي ماقبل پالئوزوئيك و مابعد هستند.
2ـ در خلال پالئوزوئيك، ماگماتيسم داراي شدت و ضعف فراوان بوده و محدودترين فعاليتهاي ماگمايي طي دوره كامبرين ـ اردويسين ـ كربونيفر بوده است در حاليكه در سيلورين ـ دونين بطور نسبي در ارتباط با حركات زمينساختي كالدونين و نيز در دوره پرمين، مرتبط با هرسينين تظاهرات مگمايي، شايان توجه است.
3ـ با توجه به رديفهاي چينهنگاري پالئوزوئيك دو وضعيت پارينه جغرافيايي براي تظاهرات ماگمايي اين زمان ميتوان درنظر گرفت.
الف)فعاليت ماگمايي در محيطهاي نيمه قارهاي ـ دريايي كم عمق و بطور كلي شرايط پلاتفري.
در اين شرايط سنگهاي آتشفشاني نهشته شده، درون واحدهاي رسوبي و تهنشستهاي مربوط به محيطهاي پلاتفري پالئوزوئيك قرار دارند كه بطور نمونه ميتوان از سنگهاي آتشفشاني مافيك درون سازند جيرود در البرز مركزي نام برد.
ب)فعاليتهاي ماگمايي محيطهاي رسوبي ژرف تا نيمه ژرف
در اين شرايط سنگهاي آتشفشاني اپيليتي و مجموعه سنگهاي متامكانيكي و يا رسوبي ـ آتشفشاني دگرگوني گاه همراه با سنگهاي اولترامافيكي ملاحظه ميگردد. و جورسنگهاي اولترامافيك ـ مافيكي همراه با تهنشستهاي پالئوزوئيك بالائي در مناطق شمال شرقي ايران (مشهد و مجاور آن) نيز نشانه شرايط سنگشناسي اسيدي (گرانيتي ـ ريوليتي) ميانه (تراكي آندزيتي ـ آندزيتي) و بازيك (بازالتي، گابرو ـ ديابازي) و حتي اولترامافيكي در طول پالئوزوئيك از طريق مناطق ضعف پوسته و شكستگيهاي عميق، به سطح زمين راه يافته و يا درون پوسته جايگزين شدهاند. فعاليتهاي آتشفشاني بازالتي كه ناشي از ذوب بخشي گوشه بالايي بوده است. در اين ميان سهم شايان توجهي دارد.
5)تركيب ژئوشيميايي سنگهاي مافيك (بازالتي) در انواع نيمه قارهاي ـ كم عمق و بطور كلي پلاتفرمي، عمدتا آلكالن بوده و در مورد سنگهاي مافيك دولريتي ـ ديابازي و يا بازالتي محيطهاي ژرف و احيانا شرايط اقيانوسي، از نوع ساب آلكالن (تولئيتي) است. سنگهاي دروني و تودههاي گرانيتوئيدي، بعضا كالكوآلكالن (مانند پارهاي از گرانيتوئيدهاي مشهد) و برخي آلكالن (گرانيتهاي اردكان) هستند.
7)حضور پارهاي از افقهاي بوكسيتي ـ اوليتي در پالئوزوئيك (به ويژه پرمين) ميتواند در ارتباط با دگرساني شديد سنگهاي ماگمايي (به ويژه سنگهاي ماگمايي بازيك) در شراي آب و هوايي گرم و مرطوب باشد. تمركز عنصر به صورت فسفريت در سنگهاي تخريبي ـ كربناته سازند جيرود كه در يك محيط رسوبي كم ژرف نهشتهاند، نميتواند بيارتباط با ماگماتيسم بازيك آلكالن پالئوزوئيك كه پرمايه از عناصر ژئوشيميايي ناسازگار (مانند فسفر) است، باشد، كبالت همراه با مس و آهن به صورت ذخاير شايان توجه در بخشهاي آغازي پالئوزوئيك نيز از جمله آثار كانيزايي و البته به پالئوزوئيك ميتواند باشد.