ریف

ادامه نوشته

ضوابط زيست محيطي فعاليت هاي معدني

در ادامه مطلب بخوانید :
ادامه نوشته

زون فلیشی یا زون نهبندان – خاش

ادامه مطلب را برای مطالعه این زون کلیک کنید :

  

ادامه نوشته

طلا  (اکتشاف و استخراج ، فرآوری ،استحصال ، کاربردها )

 

طلا از واژه Jval در زبان سانسكريت ، gold درآنگلوساكسون ،geolo در انگليسي قديم و aurum در لاتين گرفته شده كه همگي به معناي طلا ( زرد ) مي باشند.طلا فلزي زرد رنگ با نماد Au ، وزن مخصوص بالا (gr/cm332/19)،جرم اتمي 967/196 و عدد اتمي 79 است. اين عنصرداراي سختي 5/2 تا 3 ، نرم، براق،‌ قابل انعطاف، چكش خوار، شكل پذير، داراي شکست دندانه اي است. طلاي خالص معمولاً حاوي 8 تا 10% نقره و گاهي بيشتر است. با افزايش نقره، رنگ سفيد تري ايجاد شده و وزن مخصوص نيز كمتر مي‌شود.طلا جزء گروه عناصر آزاد ، طبيعي و خالص بوده و فراواني آن در پوسته زمين در حدود7- 10 × 4 مي باشد.طلا پراكندگي بسيار گسترده‌اي دارد. معمولاً در رگه‌هاي كوارتزدار در سنگ‌هاي دگرگوني و اسليتي و يا در ماسه‌ها و آبرفت‌هايي كه از تجزيه سنگ‌هاي ديگر حاصل مي‌شود، وجود دارد. طلا معمولاً به نمونه‌هاي فلزي ديگر مانند پيريت طلادار وابسته است.طلا نقش خود را به عنوان ذخيره پولي در هر سطحي حفظ كرده است و بانك هاي مركزي ملل مختلف آن را به عنوان ذخيره پولي نگهداري مي كنند.

 

فهرست عنواین :

 

1) روشهاي مختلف براي فرآوري و استحصال طلا از سنگ معدن

2) مراحل مختلف و روشهاي متداول فرآوري و استحصال طلا

3)  تقسیم بندی كاني‌هاي طلا از نظر استحصال

4) دلایل سختی روشهاي اندازه‌گيري طلا

5) مهمترين روشهاي اندازه‌گيري طلا

6) عوامل عملياتي در توليد طلا

7) تحقيقات و كاربردهاي طلا

 

برای دیدن بقیه مطالب روی لینک ادامه مطلب کلیک کنید.

 

ادامه نوشته

GPS ( دستگاههاي تعيين موقعيت جهاني "جي پي اس" )

 

 GPS دستگاه يا سيستم تعيين موقعيت ماهواره اي است که اطلاعات مربوط به موقعيت مکاني و زماني را در هر لحظه به زمين ارسال مي کند. اين اطلاعات از طريق گيرنده هاي دستي دريافت، پردازش و در نهايت بر صفحه نمايشگر قابل مشاهده است. علاوه بر موارد فوق دستگاه قابليت ارائه اطلاعات متعدد ديگري از قبيل ارتفاع، فشار، دما، سرعت و ... را دارا مي باشد. در تمام شرايط بصورت 24 ساعت در شبانه روز و در تمام دنيا قابل استفاده مي باشد . و هيچ گونه بهائي بابت  اين خدمات اخذ نمي شود.  

 

در لينک ادامه مطلب زير اطلاعات کامل در مورد چگونگي استفاده  و تصاوير و قيمت هاي برخي از GPS ها را ببينيد :

 

ادامه نوشته

نقوش و آثار روي سطوح چينه بندي حاصل از گسستگي هاي رسوبي کم اهميت

سطوح چينه بندي با گسستگي کم اهميت :

 

1» دياستم  ( diastem ) : سطوح چينه بندي ويژه اي هستند که در رسوبات و چينه هاي يکنواخت تکرار مي شوند . گسترش جانبي آنها بسيار محدود است و سطح صاف و بدون هر نوع ويژگي را تشکيل مي دهند که هيچ نوع اثر و علامتي بر روي آن نمي توان يافت و اين نوع سطوح نشانگر انقطاع موقت رسوبگذاري يک حوضه کوچک و محدود هستند . ( در مقياس رخنمون و بدون تغيير شرايط )

 

  سطوح چينه بندي با گسستگي کم اهميت در مقياس محلي و منطقه اي همراه با تغيير در شرايط رسوبگذاري در حوضه : برخلاف دياستم ، نوع رسوبات در پايين و بالاي گسستگي تغيير مي کند اين نوع سطوح ، سطوح نامنظمي هستند که بر روي آنها نقش و آثار مختلفي ديده مي شود .اين نقوش را نشانه هاي سطحي چينه ها ( surface marking  ) گويند .

 

****************************************************

 

نقوش و آثار روي سطوح چينه بندي حاصل از گسستگي هاي رسوبي کم اهميت :

 

ساختار هایی که در زیر می آیند، همگی جزء ساختارهای رسوبی اولیه غیر آلی می باشند .در نظر اول ، دراين نقوش و آثار دو گروه متمايز قابل تشخيص است ، يکي نقش هايي که بر روي سطوح چينه بندي فوقاني و ديگر نقش هايي که بر روي سطوح چينه بندي تحتاني ديده مي شود . اغلب آثار و نقوش گروه اول به صورت گود و اثر نقش هاي گروه دوم به صورت برجسته است :

 

الف )  ريپل مارک ها و ريپل کست  ها :

ريپل ها يا آثار موج نشان به دو صورت متقارن و نامتقارن ديده مي شوند . شکل ظاهري ريپل هاي نا متقارن به بخش هاي زير تقسيم مي شود :

1» دامنه پرشيب ريپل ( Leoside ) : دامنه اي که در جهت موافق با جريان شيب است .

2» دامنه کم شيب ريپل ( Stoss side ) : دامنه اي که در جهت مخالف جريان قرار دارد .

 

به طور کلي شکل ريپل ها به بخش هايي زير تقسيم مي شود :

1» طول موج  (wavelength   ) : فاصله بين دو تا از بلند ترين خط الراس هاي متوالي ريپل

2» خط الراس ( crest  ) : بلند ترين نقطه هر ريپل

3» خط القعر ( trough )  : گود ترين نقطه ريپل

4» خط الراس ثانويه يا فرعي : نقطه در ريپل بين دو خط الراس که ارتفاع آن کمتر است .

5» ارتفاع يا دامنه موج ( Amplitude ) : فاصله بين خط القعر و خط الراس

 

انواع موج نشان ها :

1 »  ريپل مارک هاي موجي يا نوساني ( Osullation ripples   ) : ارتفاع اين ريپل ها بستگي به عمق دارد هرچه عمق بشتر باشد ارتفاع ريپل ها کمتر است . هر کدام از اين ريپل ها تقارن دو طرفه را نشان مي دهد ريپل هاي موجي در جهتي عمود بر جهت اتشار امواج تشکيل مي شوند . ارتفاع اين ريپل ها از 5  تا 15 ميليمتر و طول موج آنها از 3 تا 12 ميليمتر است .

 

2» ريپل مارک هاي جرياني : بر اثر جريان هايي مثل باد ، آب ، رودخانه ، سيلاب ، و جريان هاي مختلف دريايي در محيط هاي متفوت دريايي ايجاد مي شود .

 

در ريپل هايي که خط الراس انها خميده يا هلالي ( Arched or lunate   ) است انحنا و خميدگي ريپل ها يعني تحدب آنها به طرفي است که جريان از آنجا مي آيد .برخي ديگر از ريپل ها يافت مي شود که خط الراس آنها در سطح لايه بندي يا بر روي زمين و بر سطح  رسوبات امروزي امواج زباني شکل ( Linguoid  )  را نشان مي دهند . در اين نوع ريپل ها ، برعکس ريپل هاي هلالي ،تحدب در جهت جريان  و گودي آنها به طرف منبع جريان است . دو نوع ريپل هاي هلالي و زباني و ساير انواع ريپل هايي از اين قبيل ، گروهي از ريپل ها را تشکيل مي دهند که تحت عنوان " Lobate_ripple  marks  "  ناميده مي شوند .

 

ب) شيار ها و حفره ها و نقش هاي جرياني ( Current _ marks  ) :

عبارت است از هر ساختي که تحت تاثير يک جريان آبي روي سطح رسوبات ايجاد گردد. ( با جسم خارجي و به طور مستقيم بوسيله آب  ) انواع آن عبارت است از :

 

1-ب) سُل مارک ها و سُل کست ها ( Sole mark )  : يک اصطلاح  عمومي و توصيفي است که براي هر ساختمان جهت دار يا هر ساختمان موجي شکل کوچک و منظم يا نامنظمي که به صورت اوليه و اصلي  بر روي سطح فوقاني يا سطوح زيرين ( کست ها ) چينه بندي ، در چينه هاي ماسه سنگي و سيلتستوني ديده مي شود . که بر روي يک چينه دانه ريز يا سست تر مثل شيل و کل سنگ و يا به ندرت آهک قرار گرفته باشند . اين نقش ها ، روي سطوح چينه بندي زيرين برجسته است و از  پر شدگي  مواد دانه درشت بر روي سطح چينه بندي فوقاني يک چينه شيلي ، گل سنگي و يا آهکي بوجود امده است .

نکته : اصطلاح کلي سُل مارک يا سُل کست بدون توجه به منشا و جهت يابي نقوش به کار مي رود .سُل مارک يا بر اثر جريان هاي پر انرژي و آشفته و يا بر اثر قرار گرفتن يک جسم جامد و سخت خارجي بر سطح رسوبات کف حوضه هايي که در معرض جريان هاي مذبور هستند قرار دارد .

 

2-ب ) نقوش حاصل از حفر رسوبات به وسيله جريانها (furrowing ) و انباشتگي مجدد آنها : بعد از سل مارک ها ، مهمترين نقوش جرياني ، نقوشي هستند که از طريق channeling  بر سطح چينه بندي ايجاد مي شود . نقوش حاصل را چانل مارک گويند . که در اثر مواد درشت دانه حفر کننده سطح رسوبات دانه ريزتر مانند رس و گل ايجاد مي شود . به همين دليل هميشه مقاديري مواد تخريبي دانه درشت که در هر صورت دانه بندي آنها درشت تر از سنگ هاي چينه زيرين آنهاست ، انباشته مي شود. گود ترين بخش يک کانال که اغلب نه هميشه در وسط آن است محور کانال نام مي گيرد . به طرفين محور جناح هاي کانال قرار مي گيرند .  در محور کانال ابتدا رسوبات درشت دانه و سپس در بالا رسوبات ريز دانه قرار مي گيرند .

 

3-ب ) نقش ترک هاي گلي ( mud crack_cast   ) و نقش قطرات باران ( Rain marks  ) : ترک هاي گلي تحت عنواين  sun_crack  و shrinkage crack   و  Dessication crack    هم ناميده مي شوند. صفحات ترک هاي گلي را در حالت مسطح flakes  يا صفحه و در حالتي که در اثر خشک شدن ، در هم پيچيده و کج و معوج و لوله شده هستند chipps  ناميده مي شوند . آثار قطرات باران  تحت عنواين Rain drop   وImpression rain drop   و  spray print   هم ناميده مي شوند. گودال هاي کوچک ايجاد شده در اثر قطرات باران شکل دهانه هاي آتشفشاني دارند.

 

4-ب)  نقوش حاصل از انحلال  ( solution grooves   يا  solution markes  )  :  بر سطح فوقاني چينه هاي آهکي سخت شده و به ويژه  Hard grand   ها و حتي بر روي صدف فسيل هاي که بر روي اين سطوح جايگزين شده اند ، به شرطي که صدف هاي نيز از جنس آهک باشند اجاد مي گردد . شکل حفره اي و غالبا به صورت شيار هاي متعدد تشکيل مي شوند .

 

5-ب ) نقوش با منشا زيستي (  Biologic marks  ): مانند فوکوئيد ها ( fucoids ) که تونل هاي تغذيه اي جانوران گل خوار هستند  و يا آثار هلمينتوئيدها ( Helmintoids  ) و آثار خزش آنها و بايلوبيت ها ( Bilobites  ) و.... مي باشند .

 

ج )  نقوش حاصل از تغيير شکل رسوبات (  Deformed stractures  )  :

 

اين تغيير شکل رسوبات در هنگام رسوبگذاري و قبل از سخت شدن آنها صورت مي گيرد و بيشتر در فرايندهاي ريزشي و لغزشي رسوبات در جهت شيب محيط رسوبگذاري به وجود مي آيند . تغيير شکل در رسوبات در اثر فشار وزني لايه هاي بالايي و يا اختلاف وزن لايه ها در درون هم نيز ايجاد مي گردند . اين ساختمانها به چند دسته زير تقسيم مي شوند :

 

1-ج ) ساختمانهاي وزني ( Load structure  ) : بر اثر فرو رفتن نا همگن يک عدسي تراکم ناپذير مانندماسه دانه درشت بر اثر فشار وزني لايه هاي بالايي خود ( که عموما سيلت رسي ) مي باشد در درون چينه تراکم پذير و شکل پذير زيرين خود ( از جنس رس )  . لود کست هاي جزء ساختمانهاي تغيير شکل يافته (  Deformed stractures  ) مي باشند .

 

2-ج ) طبقات و لاميناسيون هاي پيچيده (  Convolute bedding  &  Lamintion  )

 

3-ج) ساختمانهاي توپي بالشي (  Ball and pillow structures  ) : در اثر رسوبگذاري سريع ذرات دانه درشت بر روي رسوبات دانه ريز تشکيل مي شوند .

 

4-ج ) ساختمانهاي ريزشي ( slump structures )

 

د )  سطوح سخت شده  ( Hard grounds ) : 

دليل اهميت زمين هاي سخت شده در اين است که آنها محيط هاي دريايي  تشکيل مي شوند و ايجاد آنها به دياژنز دريايي بستگي دارد .شرايط تشکيل اين بستر ها به اين صورت است که ، رسوبگذاري براي مدتي در دريا قطع يا به حداقل ممکن رسيده باشد و ته نشست سيمان در اين زمان باعث ايجاد بستر هاي سخت مي شود . چون در اين سطوح رسوبگذاري انجام نمي شود داراي سطح فرسايش يافته هستند .از علائم شناسايي اين بستر ها اين است که ، بعد از سخت شدن حضور موجوداتي ديده مي شود که فقط در بستر هاي سخت و سنگي زندگي مي کنند . ايکنو فسيل هايي که در بستر هاي سخت ايجاد مي شوند هم از نشانه هاي شناسايي آنها مي باشند مانند Boring   ها .

از ديگر علائم آنها اين است که توالي هاي چينه شناسي به دفعات تکرار مي شوند. گسترش جغرافيايي محدودي دارند و رسوبگذاري براي مدتي محدود قطع مي گردد و تشکيل آنها بيشتر مرتبط با فرايند هاي حاکم بر محيط هاي رسوبگذاري مي باشد . و در سطوح چينه بندي اينگونه فرايندها آثار  و نقوشي ديده مي شود که به آنها علائم سطحي ( surface mark  ) مي گويند .

انواع سُل مارک ها

انواع سُل مارک ها :

 

 

فهرست بندي :

 

الف » سُل مارک هايي که بدون دخالت جسم خارجي بوجود مي آيند :

1)      فلوت مارک ( Flute mark   )

2)      نقوش زباني شکل ( Lobate_rill mark  )

3)      فلوو مارک ( Flow mark  )

4)      اسکور مارک ( Scour mark  )

5)      توربو گليف ( Turbogglyph )

 

ب » سُل مارک هايي توسط جسم خارجي ايجاد مي شوند :

 

1)  ريل مارک ها ( Rill mark   )

2)  تول مارک ها ( tool marks ) :

2_ 1 ) تول مارک هاي که از حرکت ساده کشيده شدن يک جسم خارجي بر سطح رسوبات بوجود مي آيند :

1)      گرومارک ( Groove mark  )

2)      ميکروگرومارک ( Micro groove mark )

3)      چاتر مارک ( Chattr mark  )

4)      روفلد گرو مارک ( Ruffled grove mark )

5)      بروش مارک ( Brush mark )

6)      خراش لغزشي ( Slip scratch  )

7)      دراگ مارک  ( Drag mark  )

8)      اسلايد مارک ( Slide mark  )

9)      اوليستو گليف ( Olystoglyph )

 

2_2 )  تول مارک هايي که از حرکت جهشي يا غلتيدن اجسام خارجي در جريانها بوجود مي آيند :

1)      رول مارک)   Roll mark  )

2)      نقوش حاصل از جهش اجسام خارجي در جريانها ( Saltation mark)

                2_1)  بونس مارک ( Bounce mark  )

                2_2) پرود مارک  ( Prod mark  )

                2_3)  رينگ مارک  ( Ring mark )

                2_4) اسکيپ مارک ( Skip mark  )

                2_5) گودي هاي هلالي شکل( vibration mark  ) 

                2_6) نقوش تيغ ماهي (chevron mark  )  

 

 

انواع سُل مارک ها بطور کامل  در لينک ادامه مطلب زير توصيف شده اند :

 

ادامه نوشته

ديگر ساختار هاي رسوبي اوليه

 

دايک هاي کلاستيک (clastic dykes ) :

جزء علائم سطح لايه است ، مواد تخريبي که در زواياي مختلف سنگ هاي رسوبي را قطع مي کنند اين دايک ها از مواد خارجي رسوبات لايه هاي فوقاني يا تحتاني رسوبات ميزبان تشکيل شده اند  که از بالا يا پايين در طول شکاف ها به داخل رسوبات ميزبان وارد شده اند. مواد پر کننده شکاف ها ممکن است از گراول ماسه ، گل ،  آسفالت طبيعي، بيتومين باشد.

 

 

واروها ( varves  ) :

يک نوع ويژه از لامينه که در درياچه هاي يخچالي بوجود مي آيند . واروها رسوبگذاري در طي يک سال را نشان مي دهند و تشکيل آنها مربوط به اثرات فصلي مي باشند . دانه بندي درشت در کف نشانه بهار و تابستان است .

 

Swash mark  :

جزء علائم سطح لايه است . در روي سواحل ماسه اي دريا ، جايي که امواج از بين مي روند و آب به طرف دريا بر مي گرددايجاد مي شود  و شامل يک سري تيغه هاي ماسه اي نازک مي باشد . در منحني هاي ايجاد شده ، قسمت محدب به طرف خشکي است و اين نشانگر حداکثر حرکت امواج به طرف ساحل است.

 

Flame structure   :

زبانه هايي از چينه شيلي که به چينه ماسه سنگي نفوذ مي کند . بيشتر در بستر هايي که داراي شيب هستند و رسوبات حالت نرم دارند بر اثر حرکت رسوبات چين خوردگي هايي ايجاد مي شوند با اين ويژگي که چينه هاي بالا و پايين چين خوردگي ندارند و چين ها حالت خميده در جهت جريان دارند.

 

 

منابع :

 

1)      جزوه چينه شناسي دکتر شميراني

2)      جزوه چينه شناسي دکتر عزيز الله طاهري

3)      چينه نگاري ، تاليف دکتر خسرو تهراني

4)      رسوب شناسي ، حرمي

ساختمانهای رسوبی اولیه آلی

 

ساختمانهای رسوبی اولیه آلی :

Organic or biogenic sedimentary structures

 

الف )  آثار فسیل  یا ایکنوفسیل ها  ( ichnofossils  ) :

 

1)  اثر پای جانداران  ( Tracks ) 

2)  اثر راه پیمایی جانداران ( Track ways  ) 

3)  اثر موجودات خزنده  ( Trails   ) 

4)  حفاری در رسوبات نرم  (  Burrows  )

5)  حفرات در رسوبات سخت  ( Borings  )

6 )  زیست آشفتگی ها   (  Bioturbation  )

7)  اثر ریشه های گیاهان در خاک های قدیمی (  Root marks  ) 

 

ب)  ساختارهای چینه بندی زیستی (Biostratification structures  ) :

 

مانند : استروماتوليت ها( stromatolites ) :

جزء ساختار های چینه بندی زیستی هستند ( Biostratification structures   ) ساختارهاي که به وسيله کلوني سيانو باکتري ها که رسوبات را به دام مي  اندازد ايجاد مي گردد . و عموما جلبک هاي سبز _آبي مي باشند و ساکن محيط جزر ومدي کربناته هستند . استوماتوليت ها  ساختارهاي رسوبي آلي هستند و فسيل نمي باشند . زيرا اشکال تشريحي قابل تشخيص ندارند و در آهک هاي پر کامبرين و پالئوزوئيک زيرين گسترش دارند.

ساختمانهاي رسوبي ثانويه

ساختمانهاي رسوبي ثانويه :

                                             Secondary sedimentary structures

 

 1) کنکرسيون  (  concretions   ) : منشاء غير آلي ، قطر کمتر از يک سانتيمتر تا چندين متر دارد

2) نودول ( Nodule   )   ساختمانهاي داخلي آنها نظم و ترتيب ندارد و ممکن است که در امتداد لايه بندي مانند نودول هاي چرتي در امتداد لايه هاي سنگ آهک تشکيل شوند.

3) نودول هاي سپتاريا  ( septarian nodules   )  :

نودول هايي که در سطح آنها  ترک هاي شبيه به ترک هاي گلي به صورت شعاعي وجود دارد ، اگر کاني هاي ثانويه پر کننده ترک ها سخت شوند و سپس رسوبات بين اين حفره ها يا ترک هاي پرشده از بين برود فقط رسوبات پر کننده حفره به شکل ديوارهايي ظاهر شوند . ساختمانهاي   مليکاريا ( melikaria  ) را ايجاد مي کنند .

4) ژئود ( geode  )  :

5)  مخروط در مخروط ( cone in cone  ) :

ساختمانهايي مخروطي که در روي هم قرار دارند و توسط فشار هايي که بر اثر رشد سيمان در کنکرسيون هاي موجود در رسوبات بوجود مي آيد ايجاد مي گردند . اغلب از جنس کلسيت ولي سيدريتي و ژيپسي هم وجود دارد .

6) استيلوليت (  stylolites  )  :

سطوح نامنظم و مضرسي هستند که در داخل سنگ هاي رسوبي در اثر انحلال فشاري رسوبات تشکيل مي شوند . ممکن است استيلوليت ها همديگر را قطع کنند . بشتر در سنگ هاي آهکي و دولوميتي ديده مي شود غالبا سطوح استيلوليتي بر سطوح لايه بندي رسوبات منطبق مي باشند . به طور کلي امتداد محور استيلوليت ها در جهت بيشترين نيروي وارده بر آن است که به اين وسيله مي توان جهت فشار وارده بر سنگ را تعيين کرد.

مطالبی جامع در مورد سنگ شناسی پركامبرين در ايران

مطالبی جامع در مورد سنگ شناسی پركامبرين در ايران

 

فهرست مطالب:

 

1) سنگ های اقیانوسی ، قاره ای  و ماگمایی در پرکامبرین


2) سنگهاي دگرگوني پركامبرين و پراكندگي جغرافيايي آنها 

 

1-2) پركامبرين در ايران مركزي

                                        

2-2) پركامبرين در سنندج – سيرجان

 

3-2) پركامبرين در البرز


4-2) پركامبرين در زاگرس

 

3) سنگهاي نادگرگوني پركامبرين

 

4) رسوبهاي كنار قارهاي پركامبرين (پركامبرين پسين)

 

5) رسوبهاي دريايي نادگرگوني پركامبرين

 

توصیف دقیق و جامع  مطالب فوق را با کلیک روی لینک ادامه مطلب بنگرید:

ادامه نوشته

تشخیص کانی ها در مقاطع نازک

 

نکته : کانی هایی که در نور عادی خاکستری رنگ هستند :

 

کوارتز- ارتوز -پیروکسن - سانیدین -پلاژیو کلاز

 

 


مشخصات فلدسپات در مقاطع نازک

 

سه گروه از فلدسپات ها عبارتند از :1) فلدسپات های آلکالن    2)  پلاژیو کلاز ها    3)  هیالو فان ها

 

فلدسپات های آلکالن :

 

¨       ارتوز : ماکل کارلسباد – دارای پرتیت در نور عادی خاکستری رنگ و نوعی فلدسپات پتاسیم

¨    آلبیت : فلدسپات سدیم و در سنگ های اسیدی وجود دارد – در نور عادی بی رنگ و آلتره و در نور پلاریزه در مایع خاکستری روشن و سفید و زرد و دارای ماکل پلی سنتتیک است.

¨       آدولار : فلدسپات سدیم در رگه های هیدرو ترمال و آلبیت کم

¨       انور تو کلاز  : بیشتر فلدسپات سدیم و کمی فلدسپات پتاسیم و در سنگهای آذرین بیرونی وجود دارد .

¨       اورتو کلاز : در گرانیت ها و پگماتیت ها  ی صورتی رنگ در اثر آهن

¨       سانیدین : ماکل پلی سنتتیک – شکستگی داردو در نور عادی خاکستری رنگ

¨       آمازونیت : نوعی اورتو کلاز و سبزرنگ  و هیدرو ترمالی می باشد

¨       میکروکلین : در گرانیت ها و سنگهای حد واسط و دارای تداخل دو ماکل آلبیت و پری کلین و ماکل شبکه ای می باشد

 

نکته: پرتیت در اثر وجود آلبیت به صورت رشته در ارتوز  بوجود می آید . آنتی پرتیت تداخل ارتوز در آلبیت می باشد .

 

 

پلاژیو کلاز ها :

¨       الیگو کلاز

¨       آندزین

¨       لابرادوریت

¨       بیتونیت

¨       آنورتیت : در سنگ های بازیکتر وجود دارد

 

تشخیص پلاژیو کلاز های فوق برای طبقه بندی و یافتن نام سنگ ( در سطح دوره کارشناسی )  الزامی ندارد و و تنها پیدا کردن پلاژیو کلاز کافی است .پلاژیو کلاز ها دارای زونینگ می باشندو در نور عادی خاکستری می باشند .

 

 

هیالوفان ها :

¨       سلزیان  : در  سنگ های آذرین و دگرگونی متا سوماتیک وجود دارد .

¨       هیالوفان :در پگماتیت ها و ولکانیت ها و کنتاکت های متاسوماتیک

¨       دان بوریت  :در شرایز پنوماتولیتی ودر مجاورت کلسیت و مر مر تشکیل می شود و در مرحله هیدروترمالی و در نزدیکی کلسیت

¨       کانکریت  : در سنگ های آذرین آلکالن و پنوماتولیت و پلوتونیت ها

 

 

 


مشخصات پیرو کسن ها در مقاطع نازک

 

الف ) ارتو پیروکسن ها(خاموشی مستقیم – رنگ های پائین در سری رنگ ها)

¨       انستاتیت : در نور عادی بی رنگ –در نور پلاریزه در مایع خاکستری و سفید سری اول – دو محوری مثبت

¨       برونزیت : در سنگهای کم سلیس مانند انستاتیت -مانند گابرو و اولترا بازیک  mg دار

¨       هیپر استن: در چارنوکیت ها و گابرو و اولترا بازیکها در نور عادی پلی کروئیسم ضعیف و در مایع رنگ های سبز روشن و قرمز و زرد و در نور پلاریزه زرد تا نارنجی سری اول و دو محوری منفی

¨       فرو هیپراستن  

¨       اِولیت             

¨       فروسیلیت

        

ب ) کلینو پیروکسن ها(خاموشی مایل – رنگ های بالاتر در سری رنگ ها )

¨       اِژین : پوشش رنگ ( در ناحیه سری دوم و سوم )- پلی کروئیسم در مایع سبز و قهوه ای و زرد مایل به سبز

¨       ژادِئیت            

¨       اسپودومن       

¨       اُوژیت:در نور عادی پلی کروئیسم ضعیف قهوه ای و سبز و زرد- ماکل ساعت شنی – در نور پلاریزه رنگ در سری اول ودوم

 

 

 


مشخصات آمفیبول ها در مقاطع نازک

 

آمفیبول ها دارای خاموشی مستقیم و رخ های ظریف می باشند و جز متا سیلیکات ها می باشند .

 

الف ) ارتو آمفیبول

¨       اکتینلیت : پلی کروئیسم  ضعیف دارد

¨       ترمولیت : آمفیبول بدون پلی کروئیسم – بی رنگ و ماکل پلی سنتتیک

¨       فرو ترمولیت         

ب) کلینو آمفیبول ها

¨       هورنبلند سبز یا هورنبلند معمولی : آمفیبول های کشیده – رخ لوزی مانند –پلی کروئیسم سبز تا قهوه ای که ویژگی برای تمایز آن از هورنبلند بازالتی می باشد – ماکل زیاد.

¨       هورنبلند بازالتی : پلی کروئیسم شدید در ناحیه قهوه ای تیره و متمایل به قرمز تا زرد – در نور پلاریزه رنگ در سری دوم و سوم – گاهی دارای پوشش رنگ – ماکل فراوان – دو محوری منفی

¨       گلوکوفان : در نور عادی پلی کروئیسم زرد و آبی و در نر پلاریزه رنگ در سری اول – گاهی پوشش رنگ – دو محوری منفی- در سنگ های دگرگونی یافت می شود

 

 

 

 


مشخصات میکا ها در مقاطع نازک

میکاها دارای خاموشی مستقیم است .

¨       بیوتیت : پلی کروئیسم قوی از سبز تا قهوه ای – انکلوزیون – کینگ یعنی چین خوردگی حاصل از فشار دارد – دو محوری منفی

¨       مسکویت : کینگ – انکلوزیون- رنگ پلاریزه سری دوم – دو محمری منفی

¨       کلریت : سبز رنگ طبیعی

 

 


مشخصات فلدسپاتوئید ها در مقاطع نازک

 

¨       لوسیت : ماکل پلی سنتتیک – تقریبا ایزوتروپ- در سنگهای آذرین درونی دیده نمی شود

¨       هااُین : در نور عادی بی رنگ با متمایل به ابی و در نور پلاریزه شکل ندارد –در سنگ های آذرین بیرونی مانند فنولیت دیده می شود.

¨       نفلین : در نور پلاریزه در مایع خاکستری سری اول و ممکن است با کوارتز یا آپاتیت اشتباه گردد.

¨       سودالیت : بمانند هااُین

¨       نوزان : بمانند هااُین

¨       لازوریت  : در سنگ های دگر گونی دیده می شود .                                       

¨       اولیوین : برجستگی زیاد –کاملا بی رنگ شکستگی زیاد آلتراسیون متمایل به قرمز و قهوه ای – شکل بلوری گرد دارد – اگر به سرپانتین ده باشد در نور عادی سبز رنگ دیده می شود. اولیوین با کوارتز هرگز با هم دیده نمی شوند.

¨       کوارتز  : گزنومورف یعنی شکل خاصی ندارد –خاموشی موجی – در نور عادی خاکستری

¨       زیرکن : سبز رنگ و برجستگی زیاد در نور عادی و به صورت انکلوزیون در کانی هایی مانند بیوتیت و دارای توریت ( سیلیکات توریم ) که سبب ایجاد هاله می شود .

¨       اِپیدوت : حالت شعاعی مشخص معروف به لباس دلقکی – شکستگی فراوان – در نور عادی متمایل به سبز – بیرفرنجانس نسبتا بالا – سبز پسته ای

¨       دیستن  : دو سری رخ واضح(بافت چهار خانه) – برجستگی بالا- در نور عادی متمایل به آبی یا سبز

¨       کوردیریت : دارای انکلوزیون های زیاد ( متمایز به پلاژیو کلاز ) – ماکل پروانه ای و در سنگ های درشت دانه – ماکل پلی سننتتیک  -آگر ضخامت مقطع زیاد باشد حالت زرد رنگ دارد.

¨       استارولیت : ماکل ستاره ای – رنگ زرد تا نارنجی در نور عادی – پلی کروئیسم از سفید تا زرد تغییر می کند .

¨       آندالوزیت  : رخ واضح – شکستگی – رنگ سفید تا زرد – در نور عادی بی رنگ – ارایش کیا ستولیت (آرایش ذرات کربن در داخل آندالوزیت که درون شیست های ذغال دار یافت می شود و در مقاطع ذرات کربن حالت + دارند و در وسط + یک مربع تو خالی وجود داردو در انتهای سیگار برگ  از طول آن کم شده و به عرض آن اضافه می شود .

 

¨       سیلیمانیت : سوزنی شبیه به دسته علف – در نور عادی متمایل به سبز – برجستگی قوی – پلی کرئیسم خیلی ضعیف  و در نور پلاریزه نارنجی تا آبی رنگ .

¨       تورمالین  : پلی کروئیسم سبز رنگ و یکنواخت – بدون رخ – دارای شکستگی – انکلوزیون فراوان متحد المرکز  – ایزوتروپ (سیستم تری گونال ) رنگ حنائی در نور پلاریزه ) – گاهی کنسارتریک

¨       گارنت : قویترین ضریب شکست  - شکل گرد – برجستگی زیاد – ایزوتروپ

¨       لوسیت : ماکل پلی سنتتیک – تقریبا ایزوتروپ – بلئر شش گوش در نور عادی – در سنگ های آذرین درونی دیده نمی شود –

¨       اسفن  : پوشش رنگ – شکستگی عمودی بر طول بلور – ماکل کلاه ژاندارمی – برجستگی

 

 

طبقه بندی سنگ های آذرین اسیدی

 

f.A/pla                

اندازه دانه   

فلدسپات بیشتر از پلاژیوکلاز(f.a > pla)

F.a=pla

Pla > f.a

دانه درشت

آلکالی گرانیت (گرانیت آناتکسی دارای اِپیدوت و سلیمانیت و گارنت است )

آداملیت

گرانودیوریت

دانه متوسط

آلکالی میکرو گرانیت

میکرو آداملیت

میکرو گرانودیوریت

دانه ریز

آلکالی ریولیت (لیپاریت)

ریو داسیت (توسکانیت )

داسیت

 

طبقه بندی سنگ های آذرین حد واسط (خنثی )

 

اندازه دانه

اکثرا فلدسپات آلکالن

F.A=PLA

اکثرا پلاژیو کلاز

فلدسپاتوئید+PLA+F.A

دانه درشت

سیانیت (کمتر از 5% کوارتز)

مونزونیت

دیوریت

فوئید سیانیت (شرایط کم سیلیس)

دانه ریز

تراکیت

تراکی آندزیت (لاتیت )

آندزیت (اکثرا هورنبلند)

فنولیت

 

 

تقسیم بندی بازالت ها  :

 

1)بازالت تولئیتی :سیلیس زیاد و عناصر آلکالن پائین و اولیوین ها دارای هاله ای از انستاتیت است .

2)بازالت آلکالن : سیلیس کم و دارای فلدسپاتوئید و عناصر الکالن زیاد( بازانیت به بازالت فلدسپاتوئید دار می گویند- اسپیلیت بازالتی است که دارای اپیدوت و کلسیت و زئولیت و سیلیس است و در کف اقیانوس تشکیل می شود .

                                     الف ) دیاباز : ماگمای بازالتی که  در شرایط دایکی سرد می شود .

                                      ب) گابرو : بازالتی که در شرایط درونی سرد شود و دارای کلینو پیروکسن و هورنبلند است .

3)بازالت کالکو آلکالن        ج) نوریت : سنگ آذرین درونی که ارتوپیروکسن دارد.

                                      د) گابرو نوریت : در این سنگ نسبت ارتوپیروکسن و کلینوپیروکسن یکی است .